• شماره های پیشین

  • معرفي نشريه
    علمی

    به سامانه دوفصلنامه علمی «پژوهش سیاست نظری» خوش آمدید.

     «پژوهش سیاست نظری»

    اين نشريه از سال 1384 با عنوان «پژوهش علوم سياسي» و از سال 1387 با عنوان تخصصي «پژوهش سياست نظري» مقاله‌هاي علمي- پژوهشي را به سردبيري آقاي دكتر عباس منوچهري در حوزه‌ تخصصي علوم سياسي منتشر مي‌كند. 

    در حال حاضر آقای دکتر محمد کمالی‌زاده دستیار علمی سردبیر و سرکار خانم مریم بایه، مدیر نشریات علمی می‌باشند.

     *********************************************************************

    دوفصلنامه علمی «پژوهش سیاست نظری» به صورت دسترسی آزاد می‌باشد.

     این نشریه از سامانه مشابهت‌یابی همتاجو استفاده می‌کند؛ همچنین در مأخذنویسی از روش  استاندارد APA تبعیت می‌کند.

    مثال:

    ارجاع

    درون متن

    (زرين‌كوب، 1377: 25)

    در منابع

    مقاله

    نام خانوادگي، نام (سال انتشار) «نام مقاله»، نام مترجم، نام نشريه، دوره يا سال، شماره.

    کتاب

    نام خانوادگي، نام (سال انتشار) عنوان كتاب، نام مترجم، مصحّح، يا ساير افراد، شماره مجلد، نوبت چاپ، محل انتشار، نام ناشر.

     


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - نظم سیاسی کوهنی و لاکاتوشی: منعطف یا سخت؟
      محمدعلي  توانا خلیل اله سردارنیا
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      پارادایم کوهن و برنامه پژوهش علمی لاکاتوش، به‌عنوان دو سنت روش‌شناسی رقیب، نگرشی‌های نو در تاریخ علم و معرفت/ حقیقت ایجاد کردند. این مقاله می‌کوشد میان روش‌شناسی این دو مورخ علم با سیاست نظری پیوند برقرار کند و این پرسش‌ها را طرح می‌کند: روش‌شناسی کوهن و لاکاتوش، حاوی چ چکیده کامل
      پارادایم کوهن و برنامه پژوهش علمی لاکاتوش، به‌عنوان دو سنت روش‌شناسی رقیب، نگرشی‌های نو در تاریخ علم و معرفت/ حقیقت ایجاد کردند. این مقاله می‌کوشد میان روش‌شناسی این دو مورخ علم با سیاست نظری پیوند برقرار کند و این پرسش‌ها را طرح می‌کند: روش‌شناسی کوهن و لاکاتوش، حاوی چه نظم سیاسی‌اند؟ آیا این نظم‌های سیاسی، منعطف هستند یا سخت؟و چگونه تغییر می‌کنند؟ این مقاله بر اساس اصل سازگاری (سازگاری نتایج با اصول اولیه) می‌کوشد تا بدین پرسش¬ها، پاسخ دهد. این مقاله نشان می‌دهد که نظم سیاسی کوهنی و لاکاتوشی، هر دو بر اساس رقابت و منازعه شکل می‌گیرند؛ اما به محض تثبیت، هر دو به یک نظم سخت تا نیمه¬سخت بدل می‌شوند: یعنی اولی تکثر و تغییرات (اصلاحات) را صرفاً در چهارچوب پارادایم مسلط می‌پذیرد و دومی صرفا در امور حاشیه‌ای که خطری برای هستۀ سخت قدرت نداشته باشد با وجود این، تغییر انقلابی در نظم سیاسی کوهنی، اندکی راحت¬تر از نظم سیاسی لاکاتوشی اتفاق می‌افتد. زیرا روش‌شناسی نسبی¬گرایانه کوهن می‌پذیرد که هیچ نظم ذاتی وجود ندارد؛ پس در وضعیت بحرانی یعنی از دست رفتن کارآمدی و اجماع نخبگان، می‌توان به سوی یک نظم جدید حرکت کرد. اما روش‌شناسی تاریخ¬گرای لاکاتوشی، یک نظم محافظه¬گراتر را ایجاد می‌کند؛ زیرا تأکید دارد که باید به هستۀ سخت نظم سیاسی فرصت داد تا تمامی ظرفیت‌‌های خود را در بستر تاریخ آشکار نماید و صرفاً در صورت تولید نکردن محتوای تجربی و نظری، می‌تواند جای خود را به یک نظم سیاسی جدید دهد. در کل هر دو نظم دگراندیش ستیز هستند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - نقد و بررسی مفروض‌های هستی‌شناسانه نهادگرایی نولیبرال
      سید جلال  دهقانی فیروزآبادی هرمز جعفری
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      کشورها به عنوان مهم¬ترین بازیگران عرصۀ روابط بین¬الملل، کشورها به عنوان بازیگرانی عاقل و خردمند، نظام بین¬الملل به عنوان تعیین¬کننده رفتار کشورها و داده¬های سیاست بین¬الملل، نظام بین¬الملل به عنوان سیستمی فاقد اقتدار مرکزی و در نهایت قائل شدن هویت مستقل برای نهادهای بین چکیده کامل
      کشورها به عنوان مهم¬ترین بازیگران عرصۀ روابط بین¬الملل، کشورها به عنوان بازیگرانی عاقل و خردمند، نظام بین¬الملل به عنوان تعیین¬کننده رفتار کشورها و داده¬های سیاست بین¬الملل، نظام بین¬الملل به عنوان سیستمی فاقد اقتدار مرکزی و در نهایت قائل شدن هویت مستقل برای نهادهای بین¬المللی، پنج مفروضۀ اصلی نظریۀ نهادگرایی نولیبرال است که مورد نقد دیگر نظریه‌پردازان مکاتب نظری روابط بین¬الملل قرار گرفته است. پرسشی که در این زمینه مطرح می¬شود این است که با توجه به میزان تأثیرگذاری و قدرت تبیین یک نظریه، واکنش متفکران و مکاتب فکری مختلف در علم روابط بین¬الملل به مفروض¬های هستی¬شناسانۀ نظریۀ نهادگرایی نئولیبرال چگونه بوده است؟ چنین به نظر می‌رسد که تمرکز نظریه¬های جریان اصلی روابط بین¬الملل بر نقد جنبه¬های کارکردی مفروض¬های هستی¬شناختی نظریۀ نهادگرایی نئو¬لیبرال و تمرکز نظریه¬های اجتماعی بر نقد هر دو بعد هستی¬شناختی و کارکردی مفروض¬های آن قرار دارد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - هم‌سنجی مؤلفه‌های دموکراسی با شاخص‌های حکمرانی خوب در پرتو حقوق بین‌الملل
      اکبر ساوری سمانه رحمتی فر شهرام  زرنشان
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      هدف از پژوهش حاضر، تبیین مؤلفه¬های حکمرانی خوب به عنوان شاخص¬های اصول دموکراسی به قصد پایان دادن به تشتت آرا در فهم دموکراسی از منظر رویۀ عملی حقوق بین¬الملل است. حکمرانی خوب، یکی از تجویزاتِ نهادهایِ بین¬المللی برایِ نظام¬هایِ ملی و دموکراسی، یکی از آمالِ دیرینِ اجتماع چکیده کامل
      هدف از پژوهش حاضر، تبیین مؤلفه¬های حکمرانی خوب به عنوان شاخص¬های اصول دموکراسی به قصد پایان دادن به تشتت آرا در فهم دموکراسی از منظر رویۀ عملی حقوق بین¬الملل است. حکمرانی خوب، یکی از تجویزاتِ نهادهایِ بین¬المللی برایِ نظام¬هایِ ملی و دموکراسی، یکی از آمالِ دیرینِ اجتماعیِ ملت‌هاست. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد تبارشناسانه است؛ به این ترتیب که پس از توصیف دمکراسی و حکمرانی خوب، با لحاظ تاریخ این دو در حقوق بین¬الملل، از طریق روش مقایسۀ تطبیقی، مؤلفه¬های حکمرانی خوب به عنوان اصول دموکراسی سنجیده می¬شود. نتیجه پژوهش نشان می¬دهد که مؤلفه¬هایِ حکمرانی خوب، قابلیتِ تبدیل شدن به شاخص¬هایِ اصول دموکراسی را دارد و با عینیت بخشیدن به دموکراسی، سنجشِ میزانِ مشروعیتِ دموکراتیک دولت¬ها از منظر حقوق بین¬الملل را ممکن می¬سازد؛ به نحوی که از حیث حقوق بین¬الملل دولت مشروع، دولت دمکراتیک است و دموکراسی به معنای غلبه حکمرانی خوب بر تمام مناسبات شهروندان و دولت است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - دین ایدئولوژیک و افسون‌زدایی از سیاست
      ماهره کوهنورد احمد  بستانی
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      انقلاب اسلامی ایران، جنبشی مبتنی بر ایدئولوژی دینی بود و یکی از مهم¬ترین اهداف آن، مقابله با فرایند سکولاریزاسیون حاکم بر جامعه و برقراری حکومتی دینی بود. با وجود این بعد از انقلاب، فرایند افسون¬زدایی هم در ابعاد نظری و هم در وجوه عملی جامعه و سیاست تشدید شده است. هرچند چکیده کامل
      انقلاب اسلامی ایران، جنبشی مبتنی بر ایدئولوژی دینی بود و یکی از مهم¬ترین اهداف آن، مقابله با فرایند سکولاریزاسیون حاکم بر جامعه و برقراری حکومتی دینی بود. با وجود این بعد از انقلاب، فرایند افسون¬زدایی هم در ابعاد نظری و هم در وجوه عملی جامعه و سیاست تشدید شده است. هرچند اصطلاح افسون‌زدایی در آثار ماکس وبر، برای توصیف روند مدرن شدن و عقلانی شدن جوامع غربی به کار رفته، با این حال در این مقاله نشان خواهیم داد که در ایران پس از انقلاب، این فرایند الزاماً و همواره با عقلانی¬تر و علمی¬تر شدن فرایندها همراه نبوده است. مقالۀ حاضر، این ایده را پی می¬گیرد که کاربست سیاسی و اجتماعی دین چگونه و براساس چه فرایندی به افسون‌زدایی از سیاست و اجتماع می¬انجامد. برای توضیح این فرایند بر این نکته تأکید خواهیم کرد که ایدئولوژیک شدن دین مستلزم تبدیل آموزه¬های دینی و شرعی به ساختار دنیوی و تبعیت از منطق مناسبات عرفی است و از همین¬روی در شرایط خاصی دین ایدئولوژیک می¬تواند فرایند افسون‌زدایی را تسریع کند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - نظریۀ نهادگرایی تاریخی به‌مثابه چارچوبی برای تحلیل روابط دولت و مجلس در جمهوری اسلامی ایران
      جواد  محلوجی حسین  مسعودنیا مسعود شهرام نیا
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      فهم و تحلیل روابط دولت و مجلس در جمهوری اسلامی ایران در سال¬های اخیر در کانون توجه سیاست¬مداران، روزنامه¬نگاران و محققان قرارگرفته است. از آنجا که واقعیت¬ها خود سخن نمی¬گویند و نیاز به تفسیر و سازمان¬دهی دارند، مقاله بر آن است تا تکیه¬گاهی نظری برای این منظور فراهم آور چکیده کامل
      فهم و تحلیل روابط دولت و مجلس در جمهوری اسلامی ایران در سال¬های اخیر در کانون توجه سیاست¬مداران، روزنامه¬نگاران و محققان قرارگرفته است. از آنجا که واقعیت¬ها خود سخن نمی¬گویند و نیاز به تفسیر و سازمان¬دهی دارند، مقاله بر آن است تا تکیه¬گاهی نظری برای این منظور فراهم آورد. نقطه عزیمت بحث، نظریۀ نهادگرایی تاریخی و تنقیح جایگاه آن در میان نظریه¬های مختلف در حوزۀ علوم سیاسی است. پس پرسش این است که نهادگرایی تاریخی چه فرصت و یا بصیرتی را برای جمع‌آوری داده¬ها و چه ابزاری برای تحلیل آنها در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار می¬دهد؟ پس از آنکه امکان های روشی موجود در نظریۀ نهادگرایی تاریخی برای تحلیل روابط دولت و مجلس استخراج شد، در قسمت دوم، مقاله می¬کوشد نقشۀ راهنمایی برای جمع¬آوری و تحلیل داده ها در موضوع روابط دولت و مجلس در سال¬های پس از بازنگری در قانون اساسی ارائه نماید. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - سیاست پسامدرنی؛ دموکراسی مجادله‌ای «ویلیام کونولی»
      فرامرز میرزازاده احمدبیگلو
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      پسامدرنیسم با بن‌فکنی همه بنیان‌ها و روایت‌های کلان، شرایطی را به‌وجود آورده است که در آن کثرت‌گرایی و تعدد، مبنای اتخاذ سیاست‌هاست. در حالی که عده‌ای از اندیشمندان از امتناع شکل‌گیری سیاست در فضای پسامدرنی صحبت کرده‌ و فقدان مبنا را برای پایه‌گذاری نظریۀ سیاسی نامناسب چکیده کامل
      پسامدرنیسم با بن‌فکنی همه بنیان‌ها و روایت‌های کلان، شرایطی را به‌وجود آورده است که در آن کثرت‌گرایی و تعدد، مبنای اتخاذ سیاست‌هاست. در حالی که عده‌ای از اندیشمندان از امتناع شکل‌گیری سیاست در فضای پسامدرنی صحبت کرده‌ و فقدان مبنا را برای پایه‌گذاری نظریۀ سیاسی نامناسب دانسته‌اند، عده‌ای دیگر درصدد بوده‌اند تا سیاست متناسب با این فضا را هم از لحاظ نظری و هم از جنبۀ عملی بنیان نهند. از جمله این افراد، «ویلیام کونولی» است که با ابداع مفاهیمی چون کثرت‌گرایی چندبعدی، سیاست مبتنی بر هستی‌شناسی، سیاست برآمدن، تفاهم انتقادی و احترام مجادله‌ای، سیاست در شرایط پسامدرن را تبیین نموده و متناسب با تعدد، تکثر، پراکندگی و تفاوت هویت‌ها، راه‌کار عملی پیش نهاده است. دموکراسی مجادله‌ای، که البته بانیان و طرفداران دیگری چون شانتال موفه، دیوید اوون و جیمز تولی را نیز همراه خود دارد، راه‌کاری است که به عنوان راهکار عملی بدیل به جای دموکراسی رأی‌زنانه پیشنهاد شده و امکان زندگی سیاسی شمول‌گرا، اقتضایی و مسئولیت‌پذیری را همراه با منازعۀ احترام‌انگیز هویت‌های جدید، شگفت‌انگیز، پیش‌بینی¬ناپذیر، متفاوت و حتی متناقض مورد توجه قرار داده است. عدم قطعیت، پیش‌بینی‌ناپذیری، کنار هم نهادن عقاید الهی و الحادی در شرایط تکثر هویت‌های جنسیتی، زبانی، نژادی و فرهنگی از مؤلفه‌هایی است که کونولی در سیاست پسامدرنی مورد توجه و تبیین قرار داده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - اقتصاد سیاسی توسعه‌خواهی دولت در ایران بررسی نظریۀ دسترسی باز و محدود «داگلاس نورث» در دورۀ جمهوری اسلامی
      علی  رنجبرکی
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      در این مقاله به تبیین وضعیت توسعه¬گرایی حاکمیت سیاسی در دورۀ جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریۀ تحلیل نهادی دسترسی باز و محدود «داگلاس نورث» پرداخته شده است. براساس نظریۀ نورث، نخبگان و حاکمان سیاسی (ائتلاف حاکم) در یک جامعه، دو شیوه برای شکل¬دهی نظم اجتماعی و کنتر چکیده کامل
      در این مقاله به تبیین وضعیت توسعه¬گرایی حاکمیت سیاسی در دورۀ جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریۀ تحلیل نهادی دسترسی باز و محدود «داگلاس نورث» پرداخته شده است. براساس نظریۀ نورث، نخبگان و حاکمان سیاسی (ائتلاف حاکم) در یک جامعه، دو شیوه برای شکل¬دهی نظم اجتماعی و کنترل خشونت پیشِ رو دارند. از یکسو نظام دسترسی باز که قواعد و قوانین غیرشخصی، حاکمیت قانون و رانت¬جویی مولد که تضمین¬کننده دسترسی همگانی به منابع و دارایی‌های جامعه است و از سوی دیگر نظام دسترسی محدود که به دنبال ایجاد روابط و قواعد شخصی و اختصاصی، شبکه‌های مراد- مریدی و رانت¬جویی غیرمولد و محدود کردن دسترسی سایرین به منابع و دارایی‌های جامعه است. شواهد تجربی نشان می‌دهد که نظام‌های دسترسی باز، دستیابی به توسعۀ اقتصادی را تضمین و تسریع می‌کنند. نظام‌های دسترسی محدود به دلیل اینکه توسعۀ اقتصادی در تضاد با منافع شخصی و گروهی ائتلاف حاکم است، ماهیتاً توسعه¬خواه نیستند. از این¬رو حاکمیت سیاسی، تلاش جدی برای رفع مسائل و نواقص مبتلا به در مسیر توسعه اقتصادی نمی¬کند. در ایران با شکل¬گیری انقلاب اسلامی، زمینه بازشدن بیشتر نظام دسترسی اجتماعی فراهم آمد. اما به مرور با رخ دادن اتفاقات مختلف داخلی و خارجی، حاکمیت سیاسی به محدود نمودن نظام اجتماعی کشور، تغییر رویه داد. این امر سبب شد که گروه خاصی از جریان اسلام‌گرا (راست سنتی و اصول¬گرا) به ائتلاف مسلط کشور تبدیل شود و با استفاده از راهبردها و سیاست‌های مختلف در تلاش باشد تا دسترسی خود را به منابع قدرت و دارایی‌های کشور به صورت متمرکز و انحصاری افزایش دهد. در این شرایط نهادی، رفتار حاکمان سیاسی کشور به گونه‌ای شکل می‌گیرد که هدف اصلی آنها، حفظ نظام سیاسی فعلی به منظور تضمین قدرت انحصاری و متمرکز و دسترسی حداکثری به منابع و دارایی‌های کشور است. افزایش و تخصیص رانت‌های غیر مولد ناشی از درآمدهای نفتی و انحصارهای دولتی به گروه‌های وابسته به ائتلاف حاکم، گسترش شبکه‌های مراد-مریدی، ایجاد روابط و سازمان‌های شخصی و اختصاصی و محدود کردن مشارکت و دسترسی سایر گروه¬ها به منابع اقتصادی و سیاسی کشور از جمله راهبردهای ائتلاف مسلط برای حفظ و تداوم قدرت متمرکز خود در نظام اجتماعی کشور است. این راهبردها، مانع تداوم و تسریع توسعۀ اقتصادی در کشور هستند. بنابراین رفتار و برنامه‌های حاکمان سیاسی توسعه‌گرا نیست. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - مناسبات دین و سیاست در فهم هرمنوتیکی نصر حامد ابوزید
      علی‌اکبر  اسدی کویجی عباسعلی رهبر
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      دکتر «نصر حامد ابوزید» از نواندیشان دینی است که در زمینه مسائل علوم قرآنی و سیاسی، دیدگاه¬های گاه متفاوت و چالش¬برانگیزی از آرای پیشینیان عرضه کرده است. این پژوهش در تلاش است تا در قالب تفسیر تاریخی و انتقادی اسکینر با بررسی زمینه‌های ایدئولوژیکی و عملی و ترفندهای زبانی چکیده کامل
      دکتر «نصر حامد ابوزید» از نواندیشان دینی است که در زمینه مسائل علوم قرآنی و سیاسی، دیدگاه¬های گاه متفاوت و چالش¬برانگیزی از آرای پیشینیان عرضه کرده است. این پژوهش در تلاش است تا در قالب تفسیر تاریخی و انتقادی اسکینر با بررسی زمینه‌های ایدئولوژیکی و عملی و ترفندهای زبانی مورد استعمال، به فهم اندیشۀ سیاسی و کشف کنش زبانی قصدمند نصر حامد ابوزید در طرح تفکیک نسبت و تعامل دین و سیاست بپردازد. آنچه برای نویسنده به عنوان یافته تحقیق مورد توجه قرار گرفت این بود که ابوزید با نقد اسلام سیاسی و گفتمان دینی سنتی جهت خروج مصر از مشکلات مترتب و نوسازی اجتماعی، تأسیس جامعه‌ای دموکراتیک را مدنظر داشت و آن را مترتب بر نوسازی دینی می‌دانست. از این¬رو در راستای مقابله با بنیان‌های اندیشه‌ای تأسیس و تقویت حکومت استبدادی (در مصر) به جدایی دین از سیاست رسید. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - مفهوم کاته‌خون و بنیاد اندیشۀ سیاسی مدرن (مباحثه‌ای الهیاتی- سیاسی میان هابز، اشمیت و آگامبن)
      مصطفی انصافی شجاع احمدوند
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      در قرن بیستم با انتشار آثار ماکس وبر، اشمیت، لوویت، ووگلین و بلومنبرگ، علاقه‌ وافری برای کاوش در ریشه‌های الهیاتی مدرنیته و اندیشۀ سیاسی مدرن به وجود آمده بود و در همین راستا بسیاری از متون برجسته دوران اوان مدرنیته، موضوع تفسیر مجدد قرار گرفت. در این مقاله تلاش می‌شود چکیده کامل
      در قرن بیستم با انتشار آثار ماکس وبر، اشمیت، لوویت، ووگلین و بلومنبرگ، علاقه‌ وافری برای کاوش در ریشه‌های الهیاتی مدرنیته و اندیشۀ سیاسی مدرن به وجود آمده بود و در همین راستا بسیاری از متون برجسته دوران اوان مدرنیته، موضوع تفسیر مجدد قرار گرفت. در این مقاله تلاش می‌شود تا ذیل پرداختن به بنیان‌های الهیاتی فیگور «کاته‌خون»، که برای نخستین¬بار در دومین نامه پولس به مسیحیان تسالونیکی از آن نام برده شده بود، اهمیت این مفهوم در تاریخ اندیشۀ سیاسی آشکار گردد. مفروض اصلی مقاله این است که اندیشۀ سیاسی مدرن همواره ریشه در الهیات مسیحی داشته و با سکولارسازی ایده‌های الهیاتی در تلاش برای ایجاد مشروعیت برای خود بوده است. در این میان تحت تأثیر کارل اشمیت و قرائت خاص و اقتدارگرایانه وی از مفهوم کاته‌خون، اغلب الهیات سیاسی را به معنای انسداد پروژۀ رهایی‌بخشی می‌دانند؛ اما آگامبن با اتکا به قرائت والتر بنیامین از الهیات سیاسی، با تفسیر مفهوم کاته‌خون ذیل مفهوم رستگاری، خوانشی رهایی‌بخش و رادیکال از این مفهوم ارائه می‌دهد که مسیر را برای صورت‌بندی دموکراتیک از الهیات سیاسی فراهم می‌کند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - روان‌شناسی ناسیونالیسم مصر بر اساس تحلیل گفتمان فیلم‌های اتوبیوگرافی «یوسف شاهین»
      نعیم شرافت ولی اله برزگر کلیشمی محمدرضا جلالی سید عبدالامیر  نبوی
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      این جستار با پذیرش فرضیۀ آشفتگی روح و ذهن عقل عربی در انقلاب‌های ناسیونالیستی کشورهای عربی، در پی آن است تا رفتارها و کنش‌های انسان ملی‌گرای عربی در مواجهه با دیگری‌های گفتمان انقلابی ناسیونالیسم عربی ناصری در فیلم‌های چهارگانه اتوبیوگرافی «یوسف شاهین» -کارگردان مصری- م چکیده کامل
      این جستار با پذیرش فرضیۀ آشفتگی روح و ذهن عقل عربی در انقلاب‌های ناسیونالیستی کشورهای عربی، در پی آن است تا رفتارها و کنش‌های انسان ملی‌گرای عربی در مواجهه با دیگری‌های گفتمان انقلابی ناسیونالیسم عربی ناصری در فیلم‌های چهارگانه اتوبیوگرافی «یوسف شاهین» -کارگردان مصری- مبتنی بر روش تحلیل گفتمان و در چهارچوب نظری روان¬شناسی سوژۀ «ژاک لکان» مورد واکاوی و تحلیل قرار دهد. جوان روشن¬فکر انقلابی دهه‌های پنجاه و شصت میلادی مصر به دلیل خلأ‌های ایدئولوژیک و هویتی ناشی از قرن‌ها سلطه نظام‌های فراملی و نیابتی، جذب دال‌های گفتمان ناسیونالیسم ناصری می‌شود؛ گفتمانی که در ابتدای امر به عنوان یک امر نامتناهی (امر واقع) و تجلی آرمان‌شهر و محل تحقق امیال سرکوب‌شده انسان ‌عربی (سوژه) تصور می‌شد، اما به مرور، تناقض‌ها و تضادهای شعار و عمل این گفتمان برای همگان شناخته شد و به عنوان یک گفتمان و امر تحمیلی (ساحت نمادین) از سوی دیکتاتوری نوظهور ناسیونالیسم عربی مورد پذیرش اجباری قرار گرفت. جوان روشن¬فکر انقلابی که زمانی شیفته و فدایی این گفتمان بود، پس از مشاهدۀ شکست و تحقیر ناسیونالیسم عربی در جنگ با اسرائیل و رسوایی مالی و اخلاقی فرماندهان آن، دچار دردها و حسرت‌های (ژوئیسانس) زیادی می‌شود که به دلیل شیفتگی به این گفتمان، آنها را مخفی می¬کند و پس از مدتی همچون پدر خود (گفتمان ناصری)، دچار استبداد مشابهی می‌شود. پرسش اساسی این پژوهش، چرایی تغییر رفتار روشن¬فکران انقلابی مصری از آزادی‌خواهی به استبداد است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      11 - الهیات لیبرال‌دموکراسی و علم سیاست جدید: تأملی در کوشش‌های الهیاتی- سیاسی «ماکیاولی»، «هابز» و «اسپینوزا» به عنوان پیشگامان علم سیاست جدید
      شروین  مقیمی زنجانی
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      فلسفه مدرن به یک معنای بسیار مهم، خصم فلسفۀ قدمایی بود و برای پیروزی در این نبرد می‌بایست دایرۀ عمل خود را از حدود «شناخت» امر خوب و امر بد، به سطح وسیع‌تر «چگونگی رسیدن به» امر خوب و پرهیز از امر بد، بسط می‌داد. فلسفۀ مدرن و به تبع آن، فلسفۀ سیاسی مدرن لاجرم می‌بایست ز چکیده کامل
      فلسفه مدرن به یک معنای بسیار مهم، خصم فلسفۀ قدمایی بود و برای پیروزی در این نبرد می‌بایست دایرۀ عمل خود را از حدود «شناخت» امر خوب و امر بد، به سطح وسیع‌تر «چگونگی رسیدن به» امر خوب و پرهیز از امر بد، بسط می‌داد. فلسفۀ مدرن و به تبع آن، فلسفۀ سیاسی مدرن لاجرم می‌بایست زمینه را برای یقینیّاتی جدید فراهم می‌آورد و این کوشش برای غلبه بر الهیات-سیاسیِ وحیانیِ پیش از او، به عنوان جدی‌ترین چالش بر سر راه تجدّد، امری ضروری محسوب می‌شد. بدین ترتیب فلسفه سیاسی جدید، وظیفۀ طراحی و تدوین این الهیات جدید را که متضمن موضوعات جدیدی برای یقین انسان‌ها بود، موضوعاتی که قرار بود جای موضوعات قدیمی را در ساحت عقل سلیم بگیرد، بر عهده گرفت. ما در این مقاله برآنیم تا تأملات سه تن از مهم¬ترین فیلسوفان سیاسی مدرن اولیه را از منظر کوشششان برای تدوین الهیات مورد بحث، از نظر بگذرانیم. به زعم ما هر یک از این سه، وجهی از این الهیات را بسط دادند که در نهایت به پشتوانه‌ای اقناعی برای رژیم‌های لیبرال‌دموکراتیک تبدیل شد. «ماکیاولی» بر ضعیف‌شدن انسان به واسطه تبعیت از اخلاق مسیحی و تن‌ دردادن به اصل رستگاری نفس به عنوان وهمی که راه را بر رستگاری میهن بسته است، تأکید نمود. «هابز» بر بلایایی مثل جنگ و کشتار و ناامنی از یکسو و واماندن از رفاه و برآوردن امیال طبیعی بدن که رفته¬رفته قرار بود ذیل مفهوم خوشی، جای سعادت را در معنای قدمایی آن بگیرد، متمرکز شد. و در نهایت «اسپینوزا» در رساله الهیاتی- سیاسی که می‌توان از آن با عنوان انجیل لیبرال-دموکراسی سخن گفت، بر ردّ مداخلۀ الهیات وحیانی در امر سیاست و تأکید بر حق طبیعی انسانی به مثابه یک ضرورت طبیعی تأکید نمود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      12 - «شهروندی» به‌مثابه بدیلی برای «از جهان بیگانگی» با تکیه بر اندیشه‌های هانا آرنت
      آزاده  شعبانی عباس  منوچهری
      شماره 30 , دوره 16 , پاییز-زمستان 1400
      یکی از مسائل بنیادین جوامع مدرن، مسئلۀ «بیگانگی» است. از این¬‌رو تحلیل و تبیین این مسئله در مطالعات بسیاری از اندیشمندان، ظهور و بروز دارد. «هانا آرنت» از جمله اندیشمندان سیاسی است که از یکسو، بیگانگی انسان مدرن را در مطالعات خود مورد توجه قرار داده است و از سوی دیگر، م چکیده کامل
      یکی از مسائل بنیادین جوامع مدرن، مسئلۀ «بیگانگی» است. از این¬‌رو تحلیل و تبیین این مسئله در مطالعات بسیاری از اندیشمندان، ظهور و بروز دارد. «هانا آرنت» از جمله اندیشمندان سیاسی است که از یکسو، بیگانگی انسان مدرن را در مطالعات خود مورد توجه قرار داده است و از سوی دیگر، مفهوم شهروندی به معنای کلاسیک آن را که در پیوند با عمل است، مورد بازخوانی و تبیین قرار داده است. در این مقاله، پس از تبیین دو مفهوم «ازجهان بیگانگی» و «شهروندی» نزد هانا آرنت، کوشش می‌شود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا می‌توان تئوری شهروندی آرنت را به‌عنوان بدیلی برای وضعیت از جهان بیگانگی انسان مدرن در نظر گرفت؟ همچنین این ادعا تبیین می‌شود که در تقابل با بیگانگی انسان جامعۀمدرن، وضعیت انسانی مطلوب آرنت در قالب شاخص‌های شهروندی قابلیت تحقق دارد. جزييات مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - «لیبرال دموکراسی رادیکال»: جایگزین فوکو برای «مدرنیتۀ سیاسی»
      علی صالحی فارسانی
      شماره 25 , دوره 13 , بهار-تابستان 1398
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش « چکیده کامل
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش «استعلازدایی قدرت» چه پیامدی در نگاه ما به کنشگری سیاسی، دولت و حکومت¬مندی خواهد داشت. نگاه استعلازدایانۀ فوکو موجب می¬شود که وی امرِ سیاسی را چونان امری حاکمیتی ننگرد و با جای دادن آن در چارچوبی نامتعین که همزمان هم فرهنگی و هم سیاسی است، آن را حکومت¬مندی بنامد. آنگونه که در این چارچوبِ استعلازدایی¬شده، امرِ سیاسی حاکمیتی همراه نیست که شخص فرودست را به انجامِ آنچه خود در سر دارد، وادار کند. در برابر، حکومت‌مندی بر شیوه کردار حکومت¬شوندگان تأثیر می¬گذارد، به¬ گونه¬ای که زمینه خودتغییردهی و خودسامان¬دهی در رفتار روزانه آنان فراهم می¬شود و آنان به کاری واداشته نمی¬شوند که نخواهند، بلکه آزادانه و از رهگذر همان فرایند سوژه¬شدگی یا عینیت یافتن سوژه ، سلطه بر آنان اعمال می¬شود. در پاسخ به این مسئله، از نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسیِ» موریس باربیه به عنوان یک ابزار رهنمونی برای تعریف امر سیاسی استفاده شده است و روش کاربست آن نیز «تاریخ ایده‌های» آرتور لاوجوی است. در نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسی»، دوگانۀ آزادی- سلطه در دو سطح دولت و جامعۀ مدنی طرح می¬شود، آنگونه که با برتری حق و آزادی بر سلطه با نظام سیاسی لیبرال¬ دموکرات همخوانی می¬شود. فرضیۀ مقاله این است که باورِ فوکو به «برتری چیرگی» در «مدرنیتۀ سیاسی» و لیبرال دموکراسی (به عنوان نظام سیاسی همخوان با آن) به زمینه¬سازی برای طرح لیبرال¬دموکراسی رادیکال می¬انجامد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - اخلاق و سیاست در اندیشۀ سیاسی مکتب فرانکفورت
      ایرج رنجبر سمیرا  غلامی
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاس چکیده کامل
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاسیِ مدرن و در سنتِ هابزی، اخلاق و سیاست از هم جدا می¬شوند، زیرا سیاست هدف خود را نه سعادتمندکردن و بافضیلت نمودن شهروندان، بلکه کنترل و مدیریت غرایز انسانی برای ایجاد «امنیت» و تحقق «رفاه» تعریف می-کند. با این توصیف و طبق چارچوب نظری هابرماس، مقالۀ حاضر بر این نظر است که در اندیشة متفکران مکتب فرانکفورت، اخلاق و سیاست همانند سنت کلاسیک حول مفهومی اخلاقی به هم پیوند می¬خورند، با این تفاوت که حلقۀ اتصال اخلاق و سیاست در مکتب یادشده، نه مفهوم «سعادت» بلکه مفهوم «رهایی» است؛ مفهومی که منطبق بر «اخلاق فضیلت» است. با این توضیح که هر یک از متفکران این مکتب، راه تحقق «رهایی» را در مکانیزمی خاص خود تعریف می‌کنند. هورکهایمر «خرد عینی»، آدورنو «زیبایی»، مارکوزه «بازسازی عقلانی جامعه» و هابرماس «گفت¬وگو» را راه رسیدن به رهایی می¬دانند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - اندیشه‌شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزة آموزش عالی
      الهام  حبیبی عباس  منوچهری طاهره  میرعمادی رضا مهدی
      شماره 27 , دوره 14 , بهار-تابستان 1399
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- چکیده کامل
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- در روند توسعه را بیش از پیش برجسته و نمایان ساخته¬اند. هدف از این مقاله، اندیشه-شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت¬های سیاستی آن در سامان¬بخشی حوزة آموزش ¬عالی است. بر این ¬اساس از نظریة روایت دلالتی به -عنوان چارچوب مفهومی و روش¬شناسی دلالت¬پژوهی استفاده شده است. یافته-های این مقاله حاکی از آن است که نظریة توسعة انسانی به پشتوانة اندیشة سیاسی حاکم بر رویکرد قابلیت¬ها، با فراتر رفتن از دو¬گانة فرد و اجتماع، ساختار و عاملیت، ارزش و حقیقت، خیر خصوصی و خیر عمومی و یا دولت و بازار، بر نقش مکملی و تکمیلی این عوامل در طراحی و ارزیابی جامعة خوب متمرکز بوده است. در نهایت کاربست این اندیشة جامع و فراگیر در سامان¬بخشی جامعة آموزش¬ عالی، علاوه بر مشارکت نهاد آموزش¬ عالی در رشد اقتصادی، بر دیگر کارکرد¬های کلیدی و مغفول¬ماندة این نهاد همچون تقویت آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در روند توسعه تأکید و توجه کرده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - رابطه مدنی و توانمندی: مطالعه تطبیقی «هانا آرنت» و «آمارتیا سن»
      عطاءاله کریم زاده عباس  منوچهری
      شماره 26 , دوره 14 , پاییز-زمستان 1399
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سو چکیده کامل
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سوی دیگر، «آمارتیا سن» در رهیافتِ توسعه انسانی، با نقد نظریه مدرنیزاسیون و اقتصاد رشد، درصدد اخلاقی کردن اقتصاد در حیطۀ اندیشۀ سیاسی است. سن با مقولۀ «توانمندی» خود، توسعه را «به مثابه آزادی» ترسیم کرده است و توانمندی را راه-کاری به سوی آزادی انسان می¬داند که در فضایی برابر و اخلاقی، هر فرد انسانی ضمن کارگزاری و توانایی لازم در برابر دیگران، امکان گفت¬وگو و مباحثه در موقعیت و فضایی دموکراتیک داشته باشد. پرسشی که در این مقاله مطرح می-شود این است که نسبتِ «فضیلت مدنی» در اندیشه سیاسی آرنت و رویکردِ «توانمندی» در توسعۀ انسانی آمارتیا سن با توجه به تأکیدی که بر عاملیت دارند، چگونه است. بر اساس پرسش در نظر گرفته ‌شده، فرضیه مبنی بر این است که می¬توان «توانمندی» آمارتیا سن را در راستایِ «فضیلت مدنی» آرنت دانست که اولویت اساسی هر دو، کارگزاری و عاملیت انسانی است. در این مقاله نشان داده می‌شود که «توانمندی» در اندیشه سن در وجه مدنی خود با عنوان فضای مفاهمه و تعامل، با «فضیلت مدنی» آرنت که همانا مسئولیت شهروندی در فضای گفت¬وگو و تعامل است، می¬تواند اشتراک معنایی و عملی داشته باشد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - زبان، قدرت و ایدئولوژی در رویکردِ «انتقادیِ» نورمن فرکلاف به تحلیلِ گفتمان
      جهانگیر  جهانگیری علی  بندرریگی‌زاده
      شماره 14 , دوره 8 , پاییز-زمستان 1399
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن چکیده کامل
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن قائل هستند، توجه به پدیدۀ زبان و گفتمان و کاوش در جهت تحلیلِ آن، ضرورتی است که کمتر بدان پرداخته شده و می¬شود. اینچنین است که توجه و پرداختنِ به مکاتب، نظریه¬ها و روش¬های موجود در تحلیل گفتمان، ضروری و اجتناب‌ناپذیر می¬گردد. این مقاله، به کاوش در رویکرد تحلیل گفتمانِ انتقادی می¬پردازد و می¬کوشد تا با استفاده از نظریات یکی از اعضای پیش¬رویِ آن یعنی «نورمن فرکلاف»، به آشکارسازی خصوصیات این رویکرد و وجوه تمایز آن از سایر رویکردهایِ تا حدی مشابه پرداخته، رابطۀ میانِ زبان، قدرت و ایدئولوژی را در آن مورد مداقه قرار دهد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - جایگاه جمهوریت در اندیشه سیاسی «محمدعلی فروغی»
      روزبه پرهام ایرج رنجبر
      شماره 24 , دوره 13 , پاییز-زمستان 1399
      مسئله پژوهش حاضر، سنجش نسبت «سلطنت» و «جمهوریت» در اندیشه¬ سیاسی محمدعلی فروغی است. تقابل سلطنت و جمهوریت به مثابۀ دو الگوی سیاسی متمایز برای تنظیم مناسبات و روابط قدرت در جامعه انسانی، یکی از دیرینه¬ترین منازعات فکری در گسترۀ اندیشۀ سیاسی بوده است. فروغی با بینشی واقع¬ چکیده کامل
      مسئله پژوهش حاضر، سنجش نسبت «سلطنت» و «جمهوریت» در اندیشه¬ سیاسی محمدعلی فروغی است. تقابل سلطنت و جمهوریت به مثابۀ دو الگوی سیاسی متمایز برای تنظیم مناسبات و روابط قدرت در جامعه انسانی، یکی از دیرینه¬ترین منازعات فکری در گسترۀ اندیشۀ سیاسی بوده است. فروغی با بینشی واقع¬گرایانه، اجتماع¬گریزی و نظم¬¬ناپذیری را جزء «طبیعت اولیه¬» انسان می¬دانست؛ طبیعتی خشن و آلوده به غرایز مرگبارِ خودبینی و خودخواهی که جاه¬طلبی او جز در سایۀ نظمِ «سلطانی» و حاکمیتِ «شهریاری» زیرک و متظاهر، بی¬پایان می¬نماید. سلطنت، کمال مطلوب فروغی نبود، اما نگاه بدبینانۀ او به انسان از یکسو و شرایط اجتماعی و پریشانی سیاسی حاکم بر زمانه¬اش از سوی دیگر وی را به این درک سیاسی سوق داد که تنها با از بین بردن خمیرمایه و «طبیعت اولیه¬»¬ انسان و جایگزینی آن با «طبیعتی ثانویه» در پرتو نظمی «سلطانی» است که زمینه برای نظم سیاسی مبتنی بر جمهوریت فراهم می¬شود. پژوهش حاضر با چنین درکی از نسبت سلطنت و جمهوریت در اندیشۀ سیاسی به بررسی جایگاه «دوگانه» مزبور در گسترۀ اندیشۀ سیاسی فروغی می¬پردازد. این پژوهش با کاربست چارچوب نظری «اسپریگنز» به این نتیجه می¬رسد که فروغی با مشاهده و تشخیص بحران و درد حاکم بر جامعه¬ای که در آن می-زیست، نظم سیاسی سلطنت را به مثابۀ ضرورتی مبتنی بر مصلحت، مناسب حال جامعۀ ایران می‌دانست. اما شناخت عمیق وی از منطق حاکم بر مناسبات دوران جدید و ظهور نظمی نوآیین و مبتنی بر حاکمیت قانون، هنجار سیاسی مطلوب او را شکل می‌داد؛ هنجاری که به زعم وی برای جامعه¬ای که فاقد مؤلفه¬های اولیۀ نظم سیاسی مبتنی بر جمهوریت است، جز به پریشانی و بی-ثباتی سیاسی نمی‌انجامد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - «نافرمانی مدنی» ایده‌ای برای عبور از بن‌بست نظری لیبرالیسم
      تورج  رحمانی علی  مختاری
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      نافرمانی مدنی در مقام شیوة مبارزه، تاریخی طولانی دارد. مبارزۀ سیاسی مهاتما گاندی، مارتین لوترکینگ و نلسون ماندلا در سده بیستم، نمونه‌های بارزی از نافرمانی مدنی محسوب می‌شوند. البته این مفهوم در حد یک تاکتیک و شیوة مبارزة سیاسی باقی نماند، بلکه در نیمۀ دوم قرن بیستم مورد چکیده کامل
      نافرمانی مدنی در مقام شیوة مبارزه، تاریخی طولانی دارد. مبارزۀ سیاسی مهاتما گاندی، مارتین لوترکینگ و نلسون ماندلا در سده بیستم، نمونه‌های بارزی از نافرمانی مدنی محسوب می‌شوند. البته این مفهوم در حد یک تاکتیک و شیوة مبارزة سیاسی باقی نماند، بلکه در نیمۀ دوم قرن بیستم مورد تأمل نظری و فلسفی برخی از اندیشمندان همچون هانا آرنت، یورگن هابرماس، رونالد دورکین، جان رالز و بسیاری دیگر قرار گرفت و عملاً به حیطة فلسفۀ سیاسی مدرن وارد شد. در این مقاله تلاش می‌شود به درک این مطلب بپردازیم که چرا و چگونه تاکتیک نافرمانی مدنی مورد تأمل نظری فیلسوفان واقع شد و به بحثی جدی در حوزۀ فلسفه سیاسی بدل گردید؟ دیدگاه مطرح در مقاله حاضر این است که با دریافتی آرنتی از مفهوم نافرمانی مدنی و با استناد به صورت¬بندی سنت فکری جامعه¬گرایی از بحران¬ها و تنش¬های آموزۀ لیبرالیسم (که آموزه‌ای غالب در فلسفۀ سیاسی مدرن به شمار می‌رود)، می‌توان زمینۀ اهمیت¬یابی مفهوم نافرمانی مدنی در اندیشۀ سیاسی مدرن را نشان داد. بحران سنت لیبرال در حوزۀ نظر و قابلیت‌های موجود در اندیشة نافرمانی مدنی در تاکتیک و نقد فکری، پیوند این مفهوم با حوزۀ اندیشه سیاسی مدرن را به وجود آورد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - مدل چندلایۀ تحلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری
      سعید نریمان رضا عزیزی
      شماره 19 , دوره 10 , بهار-تابستان 1399
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬ه چکیده کامل
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬های تک‌عاملی و تک¬بعدی است و مدلی وجود ندارد که بتواند تمام لایه‌ها و ابعاد اثربخش در نتیجه انتخابات را بررسی کند. از اين¬رو اين مقاله در پي بررسي انتخابات يازدهم با استفاده از مدلي سه¬لايه¬اي است كه درونی¬ترین لایۀ آن، سطح گفتمانی انتخابات، لایۀ میانی آن مبتنی بر نظريۀ محروميت نسبي كه سعی در ارائه تبیینی از شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد و بیرونی¬ترین لایۀ آن، توصيفی از سطح میدانی انتخابات را بررسی می¬کند و عوامل فردی، سیاسی و اجتماعی مؤثر در نتیجۀ انتخابات را ارائه می¬دهد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - از شکست بازار تا شکست دولت مناقشه بازارگرایان و دولت‌گرایان در دوران مدرن
      حجت  کاظمی
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌ چکیده کامل
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌دهند. منازعه بر سر این موضوع، بیش از هر چیز ماهیتی عمیقاً ایدئولوژیک داشته است و هر رویکرد کوشیده تا شواهد تاریخی را به نفع خود صورت¬بندی کند. ما در این مقاله ضمن طرح روند تاریخی منازعۀ دو رویکرد و تنوعات درونی آنها، نشان خواهیم داد که در سایه دستاوردها و ناکامی‌های هر دو رویکرد از یکسو و طرح الگوهای نظری بدیل و شکل¬گیری تجربه‌های موفق توسعه‌ای خارج از تجربه‌های متعارف مورد استناد دو طرف منازعه از سوی دیگر، از دهه نود به این¬سو زمینه‌های طرح الگوی نوینی از حدود مداخله دولتی فراهم آمد. رویکرد نهادگرایی با تمرکز بر مقولۀ «کیفیت» مداخله به جای «کمیت» مداخله دولتی در پی فراتر رفتن از منازعۀ ایدئولوژیک یادشده و نظریه¬پردازی دربارۀ نحوه و کیفیت تعامل مثبت دولت با نهادهای بازار است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - روایت تئولوژیکال از امر سیاسی در اندیشۀ «کارل اشمیت»
      سمیه  حمیدی
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      عصر مدرن اروپا را مقارن با رنسانس دانسته‌اند که از مفاهیم بنیادین آن، مسئلۀ جدایی دین از سیاست است. این گسست زمینه را برای ظهور اندیشۀ مدرنیسم با محور عقل خود¬‌‌¬¬¬¬¬¬¬¬¬بنیاد انسان و طرح سیاست زمینی مهیا ساخت که به زایش اندیشه‌هایی مبتنی بر جدایی دین و سیاست انجامید. ا چکیده کامل
      عصر مدرن اروپا را مقارن با رنسانس دانسته‌اند که از مفاهیم بنیادین آن، مسئلۀ جدایی دین از سیاست است. این گسست زمینه را برای ظهور اندیشۀ مدرنیسم با محور عقل خود¬‌‌¬¬¬¬¬¬¬¬¬بنیاد انسان و طرح سیاست زمینی مهیا ساخت که به زایش اندیشه‌هایی مبتنی بر جدایی دین و سیاست انجامید. اما در قرن بیستم شاهد بازگشت دین به عرصه سیاست و نظریه¬پردازی سیاسی در این زمینه هستیم. سرآغاز نظریه¬پردازی در باب الهیات سیاسی را می¬توان در آرای متفکر آلمانی «کارل اشمیت» مشاهده کرد. او با خوانش جدیدی از الهیات مسیحی، به طرد تز جدایی دین و سیاست پرداخت. مسئله نوشتار حاضر این است که اشمیت بر مبنای گزاره‌های الهیاتی چه خوانش جدیدی از امر سیاسی ارائه می¬دهد و چه فهم تازه‌ای از دین و نسبت آن با امر سیاسی مطرح می¬کند؟ اشمیت، بنیاد حیات اجتماعی را دین دانسته و امر سیاسی را در پیوند با سیاست معنا می¬کند. از نگاه او، مفاهیم سیاسی صورت عرفی شده مفاهیم الهیاتی هستند. جزييات مقاله
    مقالات در انتظار انتشار
  • صاحب امتیاز
    پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاددانشگاهي
    مدير مسئول
    مدیر داخلی
    هیئت تحریریه
    حميد احمدي (استـاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) محمود كتابي (استاد علوم سياسي دانشگـاه اصفهـان) الهه كولايي (استاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) محمدرضا تاجيك (دانشيار علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي) حسين سليمي (استاد روابط بين‌الملل دانشگاه علامه‌طباطبايي) محمدباقر حشمت‌زاده (دانشيار علوم سياسي دانشگاه ‌شهيد بهشتي) ابراهيم متقي (استاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) حميرا مشيرزاده (دانشيار روابط بين‌الملل دانشگاه تهران) عباس منوچهري (استاد علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس) سيدعليرضا حسيني بهشتي (استادیار علوم سياسي دانشگاه تربيت ‌مدرس) جهانگير كرمي (دانشیار روابط بين‌الملل دانشگاه تهران) مسعود غفاري (دانشیار علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس) فرهنگ رجایی (استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلتون (کانادا)) محمدعلي توانا (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز) وحید سینائی (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسي مشهد) مجتبی مهدوی (استاد بخش مطالعات اسلامی دانشگاه آلبرتا کانادا)
    شاپا: 2008-5796
    شاپا الکترونیکی:1
    پست الکترونیک
    literature.ac.ir@gmail.com
    آدرس
    تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان دانشگاه، خيابان شهيد وحيد نظري، شماره 47
    تلفن
    66970901-19

    جستجو

    بانک ها و نمایه ها

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 16
    تعداد شماره ها 30
    مقالات چاپ شده 250
    تعداد نویسندگان 1439
    تعداد مشاهده مقاله 540970
    تعداد دانلود مقاله 249237
    تعداد مقالات ارسال شده 1140
    تعداد مقالات رد شده 780
    تعداد مقالات پذیرفته شده 251
    درصد پذیرش 22 %
    زمان پذیرش(روز) 148
    تعداد داوران 148
    آخرین به روزرسانی 1401/03/03