• شماره های پیشین

  • معرفي نشريه
    علمی

    به سامانه دوفصلنامه علمی «پژوهش سیاست نظری» خوش آمدید.

     «پژوهش سیاست نظری»

    اين نشريه از سال 1384 با عنوان «پژوهش علوم سياسي» و از سال 1387 با عنوان تخصصي «پژوهش سياست نظري» مقاله‌هاي علمي- پژوهشي را به سردبيري آقاي دكتر عباس منوچهري در حوزه‌ تخصصي علوم سياسي منتشر مي‌كند. 

    در حال حاضر آقای دکتر محمد کمالی‌زاده دستیار علمی سردبیر و سرکار خانم مریم بایه، مدیر نشریات علمی می‌باشند.

     *********************************************************************

    دوفصلنامه علمی «پژوهش سیاست نظری» به صورت دسترسی آزاد می‌باشد.

     این نشریه از سامانه مشابهت‌یابی همتاجو استفاده می‌کند؛ همچنین در مأخذنویسی از روش  استاندارد APA تبعیت می‌کند.

    مثال:

    ارجاع

    درون متن

    (زرين‌كوب، 1377: 25)

    در منابع

    مقاله

    نام خانوادگي، نام (سال انتشار) «نام مقاله»، نام مترجم، نام نشريه، دوره يا سال، شماره.

    کتاب

    نام خانوادگي، نام (سال انتشار) عنوان كتاب، نام مترجم، مصحّح، يا ساير افراد، شماره مجلد، نوبت چاپ، محل انتشار، نام ناشر.

     


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - سنجش انسجام درونی ارکان رژیم سیاسی در همپرسه قوانین افلاطون
      سیدخدایار مرتضوی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      این مقاله با بهره¬گیری از نظریۀ «اسپریگنز» و با ملاحظۀ بحران¬های موجود در جامعه، منطق درونی و ارتباط ارکان رژیم موجود در همپرسه قوانین را بر اساس وظایف و اختیارات آنها بررسی می¬کند. حاصل کار، ترسیم الگویی از رژیم سیاسی است که براساس ترکیبی از عناصر اصلی دو رژیم پادشاهی چکیده کامل
      این مقاله با بهره¬گیری از نظریۀ «اسپریگنز» و با ملاحظۀ بحران¬های موجود در جامعه، منطق درونی و ارتباط ارکان رژیم موجود در همپرسه قوانین را بر اساس وظایف و اختیارات آنها بررسی می¬کند. حاصل کار، ترسیم الگویی از رژیم سیاسی است که براساس ترکیبی از عناصر اصلی دو رژیم پادشاهی و دموکراسی تکوین یافته و مهم¬ترین اهداف آن، تأمین سعادت و امنیت اعضای جامعه است. در این رژیم، نهاد پادشاهی در رأس است، ولی نهادهای شورایی قدرتمندی همچون شورای شبانه، پاسداران قانون و انجمن شهر متشکل از نخبگان با تجربه پیش‌بینی شده است که هرچند نقش پادشاه را در ادارۀ امور تعدیل می-کنند، در موارد متعددی دچار تداخل وظایف هستند. در مجموع چینش نهادهای این رژیم به گونه¬ای است که به دلیل عدم انسجام درونی، امکان پویایی و نوآوری اساسی و یا شکوفایی شهروندان را سلب نموده و حالتی ایستا و متصلب را در ابعاد گوناگون زندگی استمرار می¬بخشد. همچنین این رژیم را می-توان الگویی حد فاصل میان دو جامعۀ آرمانی و واقعی دانست که هرچند از الگوی همپرسه جمهور فاصله زیادی دارد، بالفعل شدن آن در واقعیت نیز بسیار بعید می¬نماید. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - امکان ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی بر اساس رویکرد نهادگرایی نولیبرال
      محمدعلي  توانا عقیل  محمدی حمید  وحدتی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی، معقول‌ترین راه برای حل معضلات محیط‌زیستی هستند. نهادگرایی نولیبرال یکی از رویکردهای مطرح برای ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی است و در این راه بر نقش نهادهای بین‌المللی و همکاری میان آنها در ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی تأکید دارد. بر همی چکیده کامل
      رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی، معقول‌ترین راه برای حل معضلات محیط‌زیستی هستند. نهادگرایی نولیبرال یکی از رویکردهای مطرح برای ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی است و در این راه بر نقش نهادهای بین‌المللی و همکاری میان آنها در ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی تأکید دارد. بر همین اساس مقاله حاضر، این پرسش‌ها را طرح می‌کند: راه‌حل این رویکرد برای ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی چیست؟ آیا این رویکرد، قابلیت لازم برای ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی را دارد؟ در نهایت اینکه چه انتقادهایی بر آن وارد است؟ از نظر رویکرد نهادگرایی نولیبرال، منفعت مشترک اصل هدایتگر همکاری نهادهای بین‌المللی است. اما این رویکرد علاوه بر منفعت مشترک می‌باید عناصری دیگر همچون هویت و قدرت را هم در نظر بگیرد؛ زیرا در کنار منفعت مشترک، قدرت و هویت مشترک هم می‌توانند محرک همکاری نهادهای بین‌المللی و ساخت رژیم‌های زیست‌محیطی بین‌المللی باشند. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - پیامدها و دلالت‌های فروکاهش سرمایۀ سیاسی
      علي  کريمي مله
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      مفهوم سرمایۀ سیاسی، اصطلاحی نسبتاً نوپدید در قاموس سیاست و محل تلاقی دانش‌های گوناگون است که استواری سیاسی، همبستگی اجتماعی و انسجام ملی در نظام‌های سیاسی گسترده، پیچیده و غیرشخصی مدرن، بیش از پیش به آن وابسته است. با این حال علی¬رغم اهمیت بنیادین و کاربردی آن، هنوز پژو چکیده کامل
      مفهوم سرمایۀ سیاسی، اصطلاحی نسبتاً نوپدید در قاموس سیاست و محل تلاقی دانش‌های گوناگون است که استواری سیاسی، همبستگی اجتماعی و انسجام ملی در نظام‌های سیاسی گسترده، پیچیده و غیرشخصی مدرن، بیش از پیش به آن وابسته است. با این حال علی¬رغم اهمیت بنیادین و کاربردی آن، هنوز پژوهش مستقل چندانی درباره آن صورت نگرفته است. از زاویۀ رهیافت نهادین، سرمایۀ سیاسی، سازه‌ای سیاسی- اجتماعی، پدیده‌ای اقتضایی، زمینه-مند و زمان¬پرورده است که تغییرات نزولی آن، پیامدهایی عمیق برای سامان و استواری سیاسی جوامع دارد. با این ملاحظه، این مقاله بدین پرسش اصلی می‌پردازد که پیامدها و دلالت‌های فروکاهش سرمایۀ سیاسی چیست؟ فرضیۀ مقاله چنین است که کاهش سرمایۀ سیاسی، پیامدهای چندوجهی مانند بالا رفتن هزینۀ مبادلات سیاسی، کاهش مشارکت مدنی، افزایش فساد، افزایش قابلیت تنظیم‌گری و مداخله¬جویی حکومت، رواج آنومی و نافرمانی و فرسایش مشروعیت سیاسی دارد و دلالت مهم آن، وقوع تغییرات جدی در ساحت‌های گوناگون جامعۀ سیاسی است. این نوشته با الهام از رویکرد نهادگرایی سیاسی و با روش توصیفی- تحلیلی در چهارچوب نظری ترکیبی بوردیو و دیگران، ابعاد مفهومی سرمایۀ سیاسی و پیامدها و دلالت‌های فروکاهش آن را بررسی می‌کند. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - تحلیل شكل‌گيري و گسترش حق رأي در ايران در قرن بیستم
      رضا زمانی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      دو هدف اصلی مقاله عبارتند از: تحلیل شکل¬گيري حق رأي در ايران و تحلیل گسترش حق رأي در ايران در قرن بیستم. در این مقاله، نظریه‌های شکل‌گیری و گسترش حق رأی در شش گروه (روشنگري، رقابت حزبي، خواست طبقۀ متوسط، بازتوزيعي، نظم اجتماعي و اقتصاد سياسي) طبقه¬بندی شده است. مبتنی بر چکیده کامل
      دو هدف اصلی مقاله عبارتند از: تحلیل شکل¬گيري حق رأي در ايران و تحلیل گسترش حق رأي در ايران در قرن بیستم. در این مقاله، نظریه‌های شکل‌گیری و گسترش حق رأی در شش گروه (روشنگري، رقابت حزبي، خواست طبقۀ متوسط، بازتوزيعي، نظم اجتماعي و اقتصاد سياسي) طبقه¬بندی شده است. مبتنی بر این نظریه¬ها، نشان داده شده است که در بازۀ زمانی اولیه شکل‌گیری انتخابات در ایران، انتخابات صنفي (1285)، کارکرد بازتوزيعی داشته است و در مقابل انتخابات يک درجه 1290 از کارکرد روشنگري برخوردار بوده است. در چارچوب نظریه‌های شش¬گانه یادشده، همچنین اصلاحات انجام¬شده در قوانين انتخاباتي کشور و گسترش حق رأی در کشور تحلیل و نشان داده است که گسترش حق رأی و سطح دسترسی سیاسی در کشور در قرن بیستم، روندی ثابت و خطی نداشته و در طول زمان این سطح دسترسی متغیر بوده است. همچنین نشان داده شده است که در دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی، گسترش حق رأی در ایران با رهیافت‌های نظم اجتماعی و بازتوزیعی سازگار بوده است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - تحلیل ریشه‌های نوافلاطونی/ مسیحی شکل‌گیری حق حاکمیت انسان در عصر رنسانس
      کامیار  صفایی سیدعلیرضا حسینی بهشتی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      موضوع اساسی مقاله حاضر، یافتن ریشه‌های شکل‌گیری حق حاکمیت انسان در عصر رنسانس و به¬ویژه در اندیشۀ‌ دو تن از متفکران نوافلاطونی این دوره یعنی «مارسیلیو فیچینو» و «پیکو دلا میراندولا» است. دو مفهوم اساسی نیز که برای نشان دادن انتقال حق حاکمیت به انسان مورد بحث قرار گرفته‌ چکیده کامل
      موضوع اساسی مقاله حاضر، یافتن ریشه‌های شکل‌گیری حق حاکمیت انسان در عصر رنسانس و به¬ویژه در اندیشۀ‌ دو تن از متفکران نوافلاطونی این دوره یعنی «مارسیلیو فیچینو» و «پیکو دلا میراندولا» است. دو مفهوم اساسی نیز که برای نشان دادن انتقال حق حاکمیت به انسان مورد بحث قرار گرفته‌اند‌، مفاهیم «داوری» و «سلسله‌مراتب» است. انتخاب مفهوم سلسله‌مراتب بدین سبب است که این دو متفکر، ابتدا به بیان سلسله‌مراتب هستی پرداخته و سپس در تضاد با نوافلاطونیان پیشین، انسان را از این سلسله‌مراتب متصلب رهانیده¬اند. اما پرداختن به مفهوم الهیاتی داوری از آن¬رو ضروری است که میراندولا بیان می‌دارد که آدمی می‌تواند به جایگاه یکی از فرشتگان آسمانی یعنی «ترون» برسد که نماد داوری الهی است. اما مفهوم داوری، خود خاستگاه الهیاتی مفهوم حاکمیت مدرن است. در نتیجه می‌توان گفت که برخورداری آدمی از حق داوری‌ در اندیشۀ‌ فیچینو و میراندولا که ناشی از رهایش او از سلسله‌مراتب هستی و دستیابی به جایگاه «ترون» است، به معنای برخورداری او از حق حاکمیت خواهد بود. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - بررسی زمینه و پارادایم زبانی در اندیشۀ سیاسی زرتشت
      شجاع احمدوند مهدی بخشی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      دوران حکومت ساسانی به لحاظ تاریخ مذهبی، مهم¬ترین دورۀ ایران باستان به شمار می¬رود. در این دوران است که حکومت کاملاً جنبه دینی به خود می¬گیرد و تحول عظیمی به وجود می¬آید که بر دین و آداب و رسوم ملی ایرانیان تأثیر می¬گذارد. اندیشۀ زرتشت در این دوره اهمیت فراوانی دارد. بنا چکیده کامل
      دوران حکومت ساسانی به لحاظ تاریخ مذهبی، مهم¬ترین دورۀ ایران باستان به شمار می¬رود. در این دوران است که حکومت کاملاً جنبه دینی به خود می¬گیرد و تحول عظیمی به وجود می¬آید که بر دین و آداب و رسوم ملی ایرانیان تأثیر می¬گذارد. اندیشۀ زرتشت در این دوره اهمیت فراوانی دارد. بنابراین فهمیدن اندیشه سیاسی زرتشت، بدون برقراری ارتباطی بین شرایط تاریخی و سیاسی شکل¬گیری و تداوم امپراطوری ساسانی و پارادایم زبانیِ الهیات سیاسی زرتشت امکان¬پذیر نیست. بدین¬سان ابتدا باید زمینه و سپس پارادایم زبانی مسلط در این دوره تاریخی بررسی شود. هدف این مقاله این است که زرتشت و آیینش را در بطن تحولات تاریخی و سیاسی بررسی نماید. اساس کار این مقاله، ارائه تحلیلی از شرایط تاریخی و سیاسی ایران در عصر ساسانی و بررسی الهیات سیاسی زرتشت به عنوان پارادایم زبانیِ مسلط آن دوره و فهم اندیشه سیاسی زرتشتِ پیامبر از این طریق است. روش مقاله، روش تاریخ¬نگاری «جان پاکاک» است که در آن تاریخ، جایگاهی محوری دارد و با مطالعه بستر یا زمینۀ تاریخی و سیاسی از یک طرف و پارادایم¬های زبانی مسلط از طرف دیگر، موطن مشترکی مابین مورخ یا خواننده و نویسنده متن شکل می¬گیرد که در چارچوب آن می‌توان به فهم متن یادشده نائل آمد. البته تلاش خواهد شد تا این عناصر از طریق تحلیل محتوای کتاب مهم زرتشت، اوستا به عمل آید. یافته¬های این مقاله نشان می‌دهد که آیین زرتشت، برپاکننده و شکل¬دهندۀ بستر تمدنی ایران باستان بوده، مؤلفه‌های پارادایم زبانی اندیشه سیاسی زرتشت، خواستار استقرار شهریاری نیرومند و باشکوه در ایران¬زمین بوده است. نتیجه نهایی مقاله این است که با عنایت به شرایط تاریخی و سیاسی ایران در بدو تأسیس سلسلۀ ساسانیان و بر اساس پارادایم زبانی اندیشۀ سیاسی زرتشت، اردشیر بابکان از دین زرتشت برای به قدرت رسیدن و متحد ساختن ایرانیان و یکپارچه کردن کشور استفاده کرده است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - طرح آزادی جمهوری‌خواهانه و نقد آن بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی
      اسحق  سلطانی منصور میراحمدی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      آزادی جمهوری‌خواهانه یکی از مفاهیم برجسته حوزه آزادی است که با وجود ریشه‌های تاریخی دیرپا، در دو دهه گذشته به صورت ویژه‌ای مورد توجه آزادی پژوهان قرار گرفته است. این نوشتار مبتنی بر روش تفسیری متن محور در گام نخست به طرح چیستی مفهوم آزادی جمهوری‌خواهانه می‌پردازد. سپس ا چکیده کامل
      آزادی جمهوری‌خواهانه یکی از مفاهیم برجسته حوزه آزادی است که با وجود ریشه‌های تاریخی دیرپا، در دو دهه گذشته به صورت ویژه‌ای مورد توجه آزادی پژوهان قرار گرفته است. این نوشتار مبتنی بر روش تفسیری متن محور در گام نخست به طرح چیستی مفهوم آزادی جمهوری‌خواهانه می‌پردازد. سپس از مبانی انسان‌شناسانه آزادی که علامه طباطبائی در تفسیر المیزان طرح کرده‌اند بهره برده و با تکیه بر آیات قرآن کریم به ارزیابی انتقادی این مفهوم می‌پردازد. بر اساس این مفهوم صرف وجود امکان مداخله خودسرانه از سوی عاملی بیرونی، فارغ از آنکه دخالتی در عمل صورت پذیرد یا خیر، به معنای از بین رفتن آزادی اعضای جامعه و به بردگی گماشتن آنها است. مبتنی بر مبانی قرآنی آزادی در دو سطح این مفهوم دارای تناقضاتی اساسی است؛ در سطح مبنایی مبتنی بر درک استقلالی از انسان استوار شده که در تعارض با حقیقت خلافت الهی انسان و لوازم آن قرار دارد. در سطح فرآیندی نیز آزادی جمهوری‌خواهانه با تکیه بر خواست فردی اعضای جامعه می‌خواهد ابزارهایی را برای تحقق عینی آزادی و حفاظت از آن طراحی کند. حال آنکه ماهیت تکیه بر خواست فردی انسان در حقیقت تکیه بر فطرت استخدام‌گر بشر است؛ ویژگی‌ای که خود عامل پیدایش استبداد و اخلال در بهره‌مندی اعضای جامعه از آزادی‌های خود می‌باشد. این در صورتی است که تنها با تکیه بر عنصر «حق» است که می‌توان جامعه انسانی را از بند استبداد رهانیده و زمینه بهره‌مندی انسان‌ها از آزادی را فراهم آورد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - ارعاب‌زدایی و ارعاب‌زایی در کتاب «در خدمت و خیانت روشن‌فکران» جلال آل‌احمد
      مریم  گنجی حاتم قادری
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      نظام سیاسی حاکم در دوران پهلوی دوم با سیاست‌های فرهنگی، رویکردهای اقتصادی توسعه‌محور و ایجاد فضای سرکوب و خفقان، گفتمان مطلوب خود از هویت ایرانی را که از مؤلفه‌های غرب‌گرایی، مدرنیسم و باستان‌گرایی سرچشمه می‌گرفت، به تنها گفتمان غالب تبدیل کرده و دیگر گفتمان‌ها و صداهای چکیده کامل
      نظام سیاسی حاکم در دوران پهلوی دوم با سیاست‌های فرهنگی، رویکردهای اقتصادی توسعه‌محور و ایجاد فضای سرکوب و خفقان، گفتمان مطلوب خود از هویت ایرانی را که از مؤلفه‌های غرب‌گرایی، مدرنیسم و باستان‌گرایی سرچشمه می‌گرفت، به تنها گفتمان غالب تبدیل کرده و دیگر گفتمان‌ها و صداهای موازی را به حاشیه برده بود. ایدۀ بازگشت به خویشتن در چنین فضایی در فضای فکری و حلقۀروشن¬فکران مطرح شد و مورد اقبال قرار گرفت. در قاطبۀ پژوهش‌ها، این ایده به¬مثابه پاسخی به پرسش از کیستی و تمنای هویت‌جویی جامعه ایرانی بررسی شده است. این مقاله، پرسش محوری خود را متوجه چگونگی نسبت میان «بازگشت به خویشتن» و ارعاب نظام سیاسی حاکم کرده و بر آن است که این ایده نزد «جلال آل‌احمد»، تلاشی برای بدیل‌سازی در مقابل گفتمان هویتی و فکری مسلط نظام سیاسی بوده است. فرضیۀ مقاله حاضر، «بازگشت به خویشتن» را تلاشی برای ارعاب‌زدایی از گفتمان مسلط نظام سیاسی حاکم می‌داند؛ هرچند درون این ایده، بذر ارعاب‌زایی و تبدیل به تک‌صدایی و به حاشیه بردن بدیل‌ها و صداهای دیگر نیز پرورانده شده است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - تحلیل روان‌کاوی دوگانۀ اقتدارگریزی- اقتدارپذیریِ سازمان مجاهدین خلق
      محمدامین اکبری ایرج رنجبر
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      تبیین دوگانۀ¬ تناقض¬نمای اقتدارگرایی- اقتدارپذیری در نظر و عملِ سازمان مجاهدین خلق، مسئلۀ اصلی این مقاله را تشکیل می¬دهد. بدین¬معنی، نویسندگان بر این دغدغه¬ ذهنی متمرکز بوده¬اند که چگونه ممکن است افرادی با دست¬کشیدن از وابستگی و علقه¬های دنیایی، اقتدار پدرگونۀ نظم سیاسی چکیده کامل
      تبیین دوگانۀ¬ تناقض¬نمای اقتدارگرایی- اقتدارپذیری در نظر و عملِ سازمان مجاهدین خلق، مسئلۀ اصلی این مقاله را تشکیل می¬دهد. بدین¬معنی، نویسندگان بر این دغدغه¬ ذهنی متمرکز بوده¬اند که چگونه ممکن است افرادی با دست¬کشیدن از وابستگی و علقه¬های دنیایی، اقتدار پدرگونۀ نظم سیاسی را با چالش مواجه نمایند و در عین حال برای اثبات اطاعت و تسلیم بی¬چون و چرا به اقتدار و مرجعیت «سازمان» از «رهایی» خود که در ازای از دست دادن همه¬چیز بدان رسیده بودند، دست بکشند. در پاسخ، مقاله بر این دعوی استوار است که فرهنگ پاتریمونیالیستی با تدارک شرایط امکان شکل‌گیری ذهنیت‌ سیاسی و خوی‌روانی اعضا در ایدئولوژی سازمان بازتاب یافته و پراتیک‌سیاسی آن را شکل داده و در دوگانۀ پارادوکسیکال اقتدارگریزی- اقتدارطلبی گرفتار کرده است. از این¬رو شیوه و روش انتخابی نویسندگان برای تأمین دلیل و تأیید ادعا، نه برمنطق تک¬انگارانۀ پوزیتیویستی، بلکه مبتنی بر ضرورت نگاه چندبعدی به پدیده‌های سیاسی و اجتماعی استوار گردیده و با تأکید بر اهمیت مطالعات میان¬رشته‌ای، تلاش شده است تا از دریچۀ روان¬کاوی‌سیاسی و با استفاده از آرای اریک فروم و کارل گوستاو یونگ، ابتدا زمینه‌های تاریخی، سیاسی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و اقتصادی که به عنوان رانه‌هایی مؤثر در شکل‌گیری خوی‌اجتماعی و ساختارروانی سازمان مجاهدین عمل کرده‌اند، بررسی شود و سپس ریشه‌های میل پارادوکس ستیزه‌جو- تسلیم‌پذیر تحت¬تأثیر قرن‌ها حاکمیت گفتمان پدرسالارانه بر جامعۀ ایرانی در روان و کنش سازمان مجاهدین نشان داده شود. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - قدرت از دیدگاه نوجهادگرایان نحوه حضور نئورادیکالیسم سلفی در عرصه بین‌الملل
      طیبه محمدی کیا
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      حضور جهادگرایی نو در عرصۀ سیاست جهانی، تجربه‌ای تازه را در دسترس دانشمندان سیاست نهاد. این حضور به¬مثابه امکانی گشوده و پویا، خود را به جهان بیرون عرضه می‌دارد و می‌کوشد تا پیامی دیرینه را در قالبی نامأنوس و بسیار نوآمد در هیئت خشونت و ترور عرضه نماید. حضور جهادگرایی نو چکیده کامل
      حضور جهادگرایی نو در عرصۀ سیاست جهانی، تجربه‌ای تازه را در دسترس دانشمندان سیاست نهاد. این حضور به¬مثابه امکانی گشوده و پویا، خود را به جهان بیرون عرضه می‌دارد و می‌کوشد تا پیامی دیرینه را در قالبی نامأنوس و بسیار نوآمد در هیئت خشونت و ترور عرضه نماید. حضور جهادگرایی نو را نمی‌توان فارغ از مفهوم قدرت نزد ایشان فهم نمود و این فهم را باید ضمن توجه به کنش جهادی از یکسوی و التفات به ذهنیت و فهم ایشان از موقعیت از سوی دیگر تحصیل نمود. نوشتار در بخش¬هایی چند سامان یافته است. پس از طرح مسئله، به نوجهادگرایی به¬مثابه چهرۀ قدرت حاشیه‌ای می‌پردازد و این جریان را در عرصۀ سیاست جهانی می‌کاود. در ادامه بخش امر سیاسی و نوجهادگرایی به مراد اینان از سیاست و توضیح قدرت در گفتمان نوجهادگرایی به¬مثابه گفتمان رقیب و نیز تشریح معنای ویژه قدرت نزد ایشان اختصاص دارد. مطالعۀ سوژه گفتمانی: کنش انتحاری به مثابه نماد سوژه گفتمانی در گفتمان نوجهادگرایی، بخش پسین نوشتار است که نحوۀ اعمال قدرت خوشه‌ای را در گسترۀ بین‌الملل از سوی باورمندان به سلفیسم جهادی توضیح می‌دهد. نوشتار با جمع¬بندی به پایان می‌رسد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      11 - تبیین روابطِ دولت و جامعه: از چهارچوب‌های یک‌سویه تا پیوندهای متقابل
      سارا اکبری وحید  سینائی مهدی  نجف‌زاده روح‌الله اسلامی
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      تبیین ِنسبت میان دولت و جامعه از مهم‌ترین چالش‌های نظری در علوم سیاسی است. در یک کشمکشِ نظری و در نتیجۀ انتقادهای فراوان به تبیین¬های تک‌بُعدی که به جامعه یا دولت می‌پردازند، این پرسش کلیدی مطرح شده است که نظریه‌های تک¬متغیره و یک¬سویه تا چه میزان، قدرت تبیین و پاسخگویی چکیده کامل
      تبیین ِنسبت میان دولت و جامعه از مهم‌ترین چالش‌های نظری در علوم سیاسی است. در یک کشمکشِ نظری و در نتیجۀ انتقادهای فراوان به تبیین¬های تک‌بُعدی که به جامعه یا دولت می‌پردازند، این پرسش کلیدی مطرح شده است که نظریه‌های تک¬متغیره و یک¬سویه تا چه میزان، قدرت تبیین و پاسخگویی به چرایی و چگونگی روابط موجود میان دولت و جامعه را دارند و کاستی¬های آنها چیست؟ این مقاله در وهله نخست درصددِ نقد سنت تحلیلی موجود در ادبیات روابط دولت و جامعه و سپس تبیین مؤلفه‌های نهادگرایی تاریخی به‌عنوان یکی از رویکردهای مطرح در علوم سیاسی است. رویکرد نهادی با روش توصیفی-استقرایی- به دلیل پویایی و تمرکز بر بافتار تاریخی سبب غنای بیشتر تحلیل‌های سیاسی درباره روابط دولت و جامعه ‌شده است. مطابق این نگرش، دولت و جامعه در فرایند تاریخی خود، به‌گونه‌ای متقابل بر هم اثر گذاشته، از هم اثر می‌پذیرند. این دیدگاه، قدرت دولت و حتی تجلی و نمود این قدرت را در پیوند با قدرت جامعه و آرایش‌های نهادی موجود در یک جامعه و تحول آنها را محصول پیوند ساختارهای قدرت در یک فرآیند تاریخی می¬داند. مؤلفه‌های اصلی این نظریه عبارتند از: بزنگاه¬های مهم، وابستگی به مسیر، زمان¬بندی و توالی، رخدادها، طراحی و تحول نهادی. همچنین یافته¬های این مقاله نشان می‌دهد که شکل¬گیری یک پیکربندی سیاسی اجتماعی متعادل، مبتنی بر شبکۀ پیچیده¬ای از روابط متقابل و ترتیبات نهادی پویا بین دو نهاد دولت و جامعه در یک فرایند زمانی گسترده است که حاصل آن نه سلطه دولت بر نهادهای دیگر، بلکه ارتباط نهادی آن با جامعه است؛ زیرا نهادگرایی تاریخی به واسطه نگاه تاریخی خود علاوه بر برداشتی پویا از تکوین و تغییر نهادی، می-تواند زمینه¬ساز نوعی پیوند میان نظریه¬های زمینه¬¬گرا و نهادگرا تلقی شود. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      12 - راست افراطی و آفرینش جغرافیای تخیلی اسطوره‌ای اروپا؛ رویکرد چرخش تصاویر میچل
      فریده محمدعلی پور محمد نصیرزاده
      شماره 31 , دوره 17 , بهار-تابستان 1401
      راست افراطی در کشورهای اروپایی با اتکا به یک جغرافیای تخیلی، به تعریف خود اسطوره‌ای دست یازیده و در این فرایند از کسانی که برحسب آرمان‌های ایشان فداکاری کرده‌اند، بهره‌ برده است. پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این پرسش که چگونه راست افراطی بر آفرینش جغرافیای تخیلی اسطوره‌ چکیده کامل
      راست افراطی در کشورهای اروپایی با اتکا به یک جغرافیای تخیلی، به تعریف خود اسطوره‌ای دست یازیده و در این فرایند از کسانی که برحسب آرمان‌های ایشان فداکاری کرده‌اند، بهره‌ برده است. پژوهش حاضر در راستای پاسخ به این پرسش که چگونه راست افراطی بر آفرینش جغرافیای تخیلی اسطوره‌ای در اروپا تأثیر گذاشته‌اند، این فرضیه را با استفاده از نظریۀ چرخش تصویر میچل بررسی کرده است که راست افراطی از طریق بازشناسی انگاره و تصویر بر آفرینش جغرافیای تخیلی اسطوره‌ای در اروپا تأثیر گذاشته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که گروه‌های راست افراطی همانند سربازان او دین و نئونازی‌ها با بازشناسی تصاویر فداکاری در فرهنگ وایکینگ‌ها، گفتمان نازیسم و تصاویر برخی از معاصران، به این تصاویر جایگاه آیینی بخشیده و از تصور آنها به‌عنوان عامل هویت هویت‌بخش و اعتباربخش استفاده کرده است. راست افراطی با اتکا به مسابقه ورزشی، لباس و موسیقی به بازشناسی تصور این تصاویر پرداخته است. پرونده مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - اندیشه‌شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزة آموزش عالی
      الهام  حبیبی عباس  منوچهری طاهره  میرعمادی رضا مهدی
      شماره 27 , دوره 14 , بهار-تابستان 1399
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- چکیده کامل
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- در روند توسعه را بیش از پیش برجسته و نمایان ساخته¬اند. هدف از این مقاله، اندیشه-شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت¬های سیاستی آن در سامان¬بخشی حوزة آموزش ¬عالی است. بر این ¬اساس از نظریة روایت دلالتی به -عنوان چارچوب مفهومی و روش¬شناسی دلالت¬پژوهی استفاده شده است. یافته-های این مقاله حاکی از آن است که نظریة توسعة انسانی به پشتوانة اندیشة سیاسی حاکم بر رویکرد قابلیت¬ها، با فراتر رفتن از دو¬گانة فرد و اجتماع، ساختار و عاملیت، ارزش و حقیقت، خیر خصوصی و خیر عمومی و یا دولت و بازار، بر نقش مکملی و تکمیلی این عوامل در طراحی و ارزیابی جامعة خوب متمرکز بوده است. در نهایت کاربست این اندیشة جامع و فراگیر در سامان¬بخشی جامعة آموزش¬ عالی، علاوه بر مشارکت نهاد آموزش¬ عالی در رشد اقتصادی، بر دیگر کارکرد¬های کلیدی و مغفول¬ماندة این نهاد همچون تقویت آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در روند توسعه تأکید و توجه کرده است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - «لیبرال دموکراسی رادیکال»: جایگزین فوکو برای «مدرنیتۀ سیاسی»
      علی صالحی فارسانی
      شماره 25 , دوره 13 , بهار-تابستان 1398
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش « چکیده کامل
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش «استعلازدایی قدرت» چه پیامدی در نگاه ما به کنشگری سیاسی، دولت و حکومت¬مندی خواهد داشت. نگاه استعلازدایانۀ فوکو موجب می¬شود که وی امرِ سیاسی را چونان امری حاکمیتی ننگرد و با جای دادن آن در چارچوبی نامتعین که همزمان هم فرهنگی و هم سیاسی است، آن را حکومت¬مندی بنامد. آنگونه که در این چارچوبِ استعلازدایی¬شده، امرِ سیاسی حاکمیتی همراه نیست که شخص فرودست را به انجامِ آنچه خود در سر دارد، وادار کند. در برابر، حکومت‌مندی بر شیوه کردار حکومت¬شوندگان تأثیر می¬گذارد، به¬ گونه¬ای که زمینه خودتغییردهی و خودسامان¬دهی در رفتار روزانه آنان فراهم می¬شود و آنان به کاری واداشته نمی¬شوند که نخواهند، بلکه آزادانه و از رهگذر همان فرایند سوژه¬شدگی یا عینیت یافتن سوژه ، سلطه بر آنان اعمال می¬شود. در پاسخ به این مسئله، از نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسیِ» موریس باربیه به عنوان یک ابزار رهنمونی برای تعریف امر سیاسی استفاده شده است و روش کاربست آن نیز «تاریخ ایده‌های» آرتور لاوجوی است. در نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسی»، دوگانۀ آزادی- سلطه در دو سطح دولت و جامعۀ مدنی طرح می¬شود، آنگونه که با برتری حق و آزادی بر سلطه با نظام سیاسی لیبرال¬ دموکرات همخوانی می¬شود. فرضیۀ مقاله این است که باورِ فوکو به «برتری چیرگی» در «مدرنیتۀ سیاسی» و لیبرال دموکراسی (به عنوان نظام سیاسی همخوان با آن) به زمینه¬سازی برای طرح لیبرال¬دموکراسی رادیکال می¬انجامد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - اخلاق و سیاست در اندیشۀ سیاسی مکتب فرانکفورت
      ایرج رنجبر سمیرا  غلامی
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاس چکیده کامل
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاسیِ مدرن و در سنتِ هابزی، اخلاق و سیاست از هم جدا می¬شوند، زیرا سیاست هدف خود را نه سعادتمندکردن و بافضیلت نمودن شهروندان، بلکه کنترل و مدیریت غرایز انسانی برای ایجاد «امنیت» و تحقق «رفاه» تعریف می-کند. با این توصیف و طبق چارچوب نظری هابرماس، مقالۀ حاضر بر این نظر است که در اندیشة متفکران مکتب فرانکفورت، اخلاق و سیاست همانند سنت کلاسیک حول مفهومی اخلاقی به هم پیوند می¬خورند، با این تفاوت که حلقۀ اتصال اخلاق و سیاست در مکتب یادشده، نه مفهوم «سعادت» بلکه مفهوم «رهایی» است؛ مفهومی که منطبق بر «اخلاق فضیلت» است. با این توضیح که هر یک از متفکران این مکتب، راه تحقق «رهایی» را در مکانیزمی خاص خود تعریف می‌کنند. هورکهایمر «خرد عینی»، آدورنو «زیبایی»، مارکوزه «بازسازی عقلانی جامعه» و هابرماس «گفت¬وگو» را راه رسیدن به رهایی می¬دانند. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - رابطه مدنی و توانمندی: مطالعه تطبیقی «هانا آرنت» و «آمارتیا سن»
      عطاءاله کریم زاده عباس  منوچهری
      شماره 26 , دوره 14 , پاییز-زمستان 1399
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سو چکیده کامل
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سوی دیگر، «آمارتیا سن» در رهیافتِ توسعه انسانی، با نقد نظریه مدرنیزاسیون و اقتصاد رشد، درصدد اخلاقی کردن اقتصاد در حیطۀ اندیشۀ سیاسی است. سن با مقولۀ «توانمندی» خود، توسعه را «به مثابه آزادی» ترسیم کرده است و توانمندی را راه-کاری به سوی آزادی انسان می¬داند که در فضایی برابر و اخلاقی، هر فرد انسانی ضمن کارگزاری و توانایی لازم در برابر دیگران، امکان گفت¬وگو و مباحثه در موقعیت و فضایی دموکراتیک داشته باشد. پرسشی که در این مقاله مطرح می-شود این است که نسبتِ «فضیلت مدنی» در اندیشه سیاسی آرنت و رویکردِ «توانمندی» در توسعۀ انسانی آمارتیا سن با توجه به تأکیدی که بر عاملیت دارند، چگونه است. بر اساس پرسش در نظر گرفته ‌شده، فرضیه مبنی بر این است که می¬توان «توانمندی» آمارتیا سن را در راستایِ «فضیلت مدنی» آرنت دانست که اولویت اساسی هر دو، کارگزاری و عاملیت انسانی است. در این مقاله نشان داده می‌شود که «توانمندی» در اندیشه سن در وجه مدنی خود با عنوان فضای مفاهمه و تعامل، با «فضیلت مدنی» آرنت که همانا مسئولیت شهروندی در فضای گفت¬وگو و تعامل است، می¬تواند اشتراک معنایی و عملی داشته باشد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - جایگاه جمهوریت در اندیشه سیاسی «محمدعلی فروغی»
      روزبه پرهام ایرج رنجبر
      شماره 24 , دوره 13 , پاییز-زمستان 1399
      مسئله پژوهش حاضر، سنجش نسبت «سلطنت» و «جمهوریت» در اندیشه¬ سیاسی محمدعلی فروغی است. تقابل سلطنت و جمهوریت به مثابۀ دو الگوی سیاسی متمایز برای تنظیم مناسبات و روابط قدرت در جامعه انسانی، یکی از دیرینه¬ترین منازعات فکری در گسترۀ اندیشۀ سیاسی بوده است. فروغی با بینشی واقع¬ چکیده کامل
      مسئله پژوهش حاضر، سنجش نسبت «سلطنت» و «جمهوریت» در اندیشه¬ سیاسی محمدعلی فروغی است. تقابل سلطنت و جمهوریت به مثابۀ دو الگوی سیاسی متمایز برای تنظیم مناسبات و روابط قدرت در جامعه انسانی، یکی از دیرینه¬ترین منازعات فکری در گسترۀ اندیشۀ سیاسی بوده است. فروغی با بینشی واقع¬گرایانه، اجتماع¬گریزی و نظم¬¬ناپذیری را جزء «طبیعت اولیه¬» انسان می¬دانست؛ طبیعتی خشن و آلوده به غرایز مرگبارِ خودبینی و خودخواهی که جاه¬طلبی او جز در سایۀ نظمِ «سلطانی» و حاکمیتِ «شهریاری» زیرک و متظاهر، بی¬پایان می¬نماید. سلطنت، کمال مطلوب فروغی نبود، اما نگاه بدبینانۀ او به انسان از یکسو و شرایط اجتماعی و پریشانی سیاسی حاکم بر زمانه¬اش از سوی دیگر وی را به این درک سیاسی سوق داد که تنها با از بین بردن خمیرمایه و «طبیعت اولیه¬»¬ انسان و جایگزینی آن با «طبیعتی ثانویه» در پرتو نظمی «سلطانی» است که زمینه برای نظم سیاسی مبتنی بر جمهوریت فراهم می¬شود. پژوهش حاضر با چنین درکی از نسبت سلطنت و جمهوریت در اندیشۀ سیاسی به بررسی جایگاه «دوگانه» مزبور در گسترۀ اندیشۀ سیاسی فروغی می¬پردازد. این پژوهش با کاربست چارچوب نظری «اسپریگنز» به این نتیجه می¬رسد که فروغی با مشاهده و تشخیص بحران و درد حاکم بر جامعه¬ای که در آن می-زیست، نظم سیاسی سلطنت را به مثابۀ ضرورتی مبتنی بر مصلحت، مناسب حال جامعۀ ایران می‌دانست. اما شناخت عمیق وی از منطق حاکم بر مناسبات دوران جدید و ظهور نظمی نوآیین و مبتنی بر حاکمیت قانون، هنجار سیاسی مطلوب او را شکل می‌داد؛ هنجاری که به زعم وی برای جامعه¬ای که فاقد مؤلفه¬های اولیۀ نظم سیاسی مبتنی بر جمهوریت است، جز به پریشانی و بی-ثباتی سیاسی نمی‌انجامد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - عوامل و موانع مؤثر بر نقش آفرینی نهادهای مدنی در کارآمدی دولت جمهوری اسلامی ایران
      خسرو قبادي
      شماره 27 , دوره 14 , بهار-تابستان 1399
      نهادهای مدنی نقش بسزایی در کارآمدی دولت¬ها دارند. داده¬های بانک جهانی و تأکید نظریه¬پردازان صاحب¬نام جهانی بر نقش نهادهای مدنی، بیانگر اهمیت این نهادهاست. در ایران نیز نهادهای مدنی در حوزه¬های مختلف، کم و بیش به فعالیت می¬پردازند و می¬توانند نقش مؤثری در کارآمدی دولت ای چکیده کامل
      نهادهای مدنی نقش بسزایی در کارآمدی دولت¬ها دارند. داده¬های بانک جهانی و تأکید نظریه¬پردازان صاحب¬نام جهانی بر نقش نهادهای مدنی، بیانگر اهمیت این نهادهاست. در ایران نیز نهادهای مدنی در حوزه¬های مختلف، کم و بیش به فعالیت می¬پردازند و می¬توانند نقش مؤثری در کارآمدی دولت ایفا کنند. ولی برای نقش¬آفرینی مؤثر، نیازمند شناخت کاملی از موانع و عوامل مؤثر بر این نقش¬آفرینی با توجه به تجربه فعالان خود نهادهای مدنی هستیم. در این مقاله با استفاده از منابع موجود اسنادی، نهادهای مدنی موجود با گستره ملی مشخص شدند. سپس با نظر صاحب¬نظران این حوزه و با استفاده از تکنیک دلفی، یازده نهاد مدنی در سه گروه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی انتخاب شد. در مرحله بعد، یازده جلسه کانونی با حداقل پنج تن از فعالان هر یک از نهادهای مدنی و کارشناسان دولتی در حوزه مرتبط و صاحب¬نظران دانشگاهی برگزار شد. در این جلسات، عوامل مؤثر و موانع نقش نهادهای مدنی در کارآمدی دولت به بحث گذاشته شد و بحث¬ها روی کاغذ آورده و کدگذاری شد و کدگذاری تا مرحله اشباع پیش رفت. با توجه به داده¬های به ¬دست آمده در مرحله قبل، نکات کلیدی جلسات کانونی استخراج شد که در نهایت در مقوله جداگانه عوامل مؤثر و موانع مؤثر، 23 عامل مؤثر و 46 مانع مؤثر در نقش¬آفرینی نهادهای مدنی بر کارآمدی دولت استخراج شد. با توجه به نتایج مرحله قبل مشخص شد که مهم¬ترین عامل نقش نهادهای مدنی در کارآمدی دولت، خود دولت است و دولت علاقه¬ای به ایفای نقش مؤثر نهادهای مدنی ندارد و در صورت اجازۀ دولت، نهادهای مدنی نقش بسیار مؤثری در کارآمدی دولت خواهند داشت. همچنین مطابق با نتایج این پژوهش، موانع مؤثر بر نقش نهادهای مدنی در کارآمدی دولت از اهمیت بیشتر نسبت به عوامل مؤثر برخوردار است. این امر نشان¬¬دهنده نوعی بی¬اعتمادی و بدبینی دولت به نهادهای مدنی است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - زبان، قدرت و ایدئولوژی در رویکردِ «انتقادیِ» نورمن فرکلاف به تحلیلِ گفتمان
      جهانگیر  جهانگیری علی  بندرریگی‌زاده
      شماره 14 , دوره 8 , پاییز-زمستان 1399
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن چکیده کامل
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن قائل هستند، توجه به پدیدۀ زبان و گفتمان و کاوش در جهت تحلیلِ آن، ضرورتی است که کمتر بدان پرداخته شده و می¬شود. اینچنین است که توجه و پرداختنِ به مکاتب، نظریه¬ها و روش¬های موجود در تحلیل گفتمان، ضروری و اجتناب‌ناپذیر می¬گردد. این مقاله، به کاوش در رویکرد تحلیل گفتمانِ انتقادی می¬پردازد و می¬کوشد تا با استفاده از نظریات یکی از اعضای پیش¬رویِ آن یعنی «نورمن فرکلاف»، به آشکارسازی خصوصیات این رویکرد و وجوه تمایز آن از سایر رویکردهایِ تا حدی مشابه پرداخته، رابطۀ میانِ زبان، قدرت و ایدئولوژی را در آن مورد مداقه قرار دهد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - مدل چندلایۀ تحلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری
      سعید نریمان رضا عزیزی
      شماره 19 , دوره 10 , بهار-تابستان 1399
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬ه چکیده کامل
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬های تک‌عاملی و تک¬بعدی است و مدلی وجود ندارد که بتواند تمام لایه‌ها و ابعاد اثربخش در نتیجه انتخابات را بررسی کند. از اين¬رو اين مقاله در پي بررسي انتخابات يازدهم با استفاده از مدلي سه¬لايه¬اي است كه درونی¬ترین لایۀ آن، سطح گفتمانی انتخابات، لایۀ میانی آن مبتنی بر نظريۀ محروميت نسبي كه سعی در ارائه تبیینی از شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد و بیرونی¬ترین لایۀ آن، توصيفی از سطح میدانی انتخابات را بررسی می¬کند و عوامل فردی، سیاسی و اجتماعی مؤثر در نتیجۀ انتخابات را ارائه می¬دهد. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - از شکست بازار تا شکست دولت مناقشه بازارگرایان و دولت‌گرایان در دوران مدرن
      حجت  کاظمی
      شماره 18 , دوره 10 , پاییز-زمستان 1399
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌ چکیده کامل
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌دهند. منازعه بر سر این موضوع، بیش از هر چیز ماهیتی عمیقاً ایدئولوژیک داشته است و هر رویکرد کوشیده تا شواهد تاریخی را به نفع خود صورت¬بندی کند. ما در این مقاله ضمن طرح روند تاریخی منازعۀ دو رویکرد و تنوعات درونی آنها، نشان خواهیم داد که در سایه دستاوردها و ناکامی‌های هر دو رویکرد از یکسو و طرح الگوهای نظری بدیل و شکل¬گیری تجربه‌های موفق توسعه‌ای خارج از تجربه‌های متعارف مورد استناد دو طرف منازعه از سوی دیگر، از دهه نود به این¬سو زمینه‌های طرح الگوی نوینی از حدود مداخله دولتی فراهم آمد. رویکرد نهادگرایی با تمرکز بر مقولۀ «کیفیت» مداخله به جای «کمیت» مداخله دولتی در پی فراتر رفتن از منازعۀ ایدئولوژیک یادشده و نظریه¬پردازی دربارۀ نحوه و کیفیت تعامل مثبت دولت با نهادهای بازار است. پرونده مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - اندیشه‌شناسی سیاسی الگوی نیازهای اساسی
      مهدی مظفری نیا عباس  منوچهری مسعود غفاری
      شماره 22 , دوره 12 , پاییز-زمستان 1399
      شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژیها و برنامه‌های توسعه، از دغدغه‌ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت‌های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه و نوع نظریه‌های توسعه که مبنای برنامه چکیده کامل
      شرایط توفیق و دلایل عدم توفیق استراتژیها و برنامه‌های توسعه، از دغدغه‌ها و موضوعات مهم در قلمرو «مطالعات توسعه» بوده است. این مسئله به صورت‌های مختلفی تبیین شده است، از جمله از این منظر که میان کارآمدی استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه و نوع نظریه‌های توسعه که مبنای برنامه‌ریزی بوده¬اند، ارتباط وثیقی وجود دارد. بنا بر نظریه دلالتی- پارادایمی که رابطۀ میان «نظریه‌های توسعه» و «اندیشه سیاسی» را تبیین کرده است و نظریه توسعه را یکی از دلالت‌های کاربردی اندیشه سیاسی محسوب می‌کند، یکی از شرایط توفیق استراتژی‌ها و برنامه‌های توسعه می‌تواند به بنیاد اندیشگانی سیاسی نظریه‌های توسعه بازگردد. از این¬رو بررسی بنیاد اندیشگانی نظریهها و برنامههای توسعه ضروری به نظر میرسد. در این مقاله، با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی نشان داده خواهد شد که بنیاد اندیشگانی سیاسی «الگوی نیازهای اساسی» که از مهم¬ترین الگوهای توسعه در دهه 1970 میلادی بوده است، بر اساس اصل «کمترین ضرر برای کمترین افراد» متناسب با اندیشه سیاسی «عدالت به مثابه انصاف» جان رالز است. پرونده مقاله
    مقالات در انتظار انتشار
  • صاحب امتیاز
    پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاددانشگاهي
    مدير مسئول
    مدیر داخلی
    هیئت تحریریه
    حميد احمدي (استـاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) محمود كتابي (استاد علوم سياسي دانشگـاه اصفهـان) الهه كولايي (استاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) محمدرضا تاجيك (دانشيار علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي) حسين سليمي (استاد روابط بين‌الملل دانشگاه علامه‌طباطبايي) محمدباقر حشمت‌زاده (دانشيار علوم سياسي دانشگاه ‌شهيد بهشتي) ابراهيم متقي (استاد علوم سياسي دانشگـاه تهـران) حميرا مشيرزاده (استاد روابط بين‌الملل دانشگاه تهران) عباس منوچهري (استاد علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس) سيدعليرضا حسيني بهشتي (استادیار علوم سياسي دانشگاه تربيت ‌مدرس) جهانگير كرمي (دانشیار روابط بين‌الملل دانشگاه تهران) مسعود غفاري (دانشیار علوم سياسي دانشگاه تربيت مدرس) فرهنگ رجایی (استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلتون (کانادا)) محمدعلي توانا (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز) وحید سینائی (دانشیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسي مشهد) مجتبی مهدوی (استاد بخش مطالعات اسلامی دانشگاه آلبرتا کانادا)
    شاپا: 2008-5796
    شاپای الکترونیکی:2821-0239
    پست الکترونیک
    political.ac.ir@gmail.com
    نشانی
    تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان دانشگاه، خيابان شهيد وحيد نظري، شماره 47
    تلفن
    66970901-19

    جستجو

    بانک ها و نمایه ها

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 17
    تعداد شماره ها 31
    مقالات چاپ شده 262
    تعداد نویسندگان 1524
    تعداد مشاهده مقاله 715714
    تعداد دانلود مقاله 310991
    تعداد مقالات ارسال شده 1212
    تعداد مقالات رد شده 832
    تعداد مقالات پذیرفته شده 262
    درصد پذیرش 21 %
    زمان پذیرش(روز) 176
    تعداد داوران 152
    آخرین به روزرسانی 13/11/1401