• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - گفت و گوی تمدن‌ها و مسأله جنسيت
        فاطمه صادقی
        اين مقاله كوششي است برای تبيين برخی از جنبه‌های تعاملات تمدنی شامل ايدة گفت و گوی تمدن‌ها از منظر ديدگاههای جنسيت، به ويژه ديدگاه ژوليا کريستوا، فمينيست بلغاری‌الاصل فرانسوی. پرسش‌های بنياديني كه مقاله حاضر در صدد پاسخ دادن به آنهاست، عبارتند از: چنانچه به تعبير کريست چکیده کامل
        اين مقاله كوششي است برای تبيين برخی از جنبه‌های تعاملات تمدنی شامل ايدة گفت و گوی تمدن‌ها از منظر ديدگاههای جنسيت، به ويژه ديدگاه ژوليا کريستوا، فمينيست بلغاری‌الاصل فرانسوی. پرسش‌های بنياديني كه مقاله حاضر در صدد پاسخ دادن به آنهاست، عبارتند از: چنانچه به تعبير کريستوا سامان نمادين جوامع مدرن را از يکسو و آنارشی نشانه ـ ای ساير جوامع را از سوی ديگر در نظر بگيريم، آيا امکان برقراری يک گفت و گوی تفاهم‌آميز ميان آنها وجود دارد يا خير؟ آيا اين گفت و گو صرفا نوعی گفت و گوی جدلی خواهد بود که به تعبير ليوتار در «چنبر تعارض‌ها» و منازعات قدرت خواهد افتاد؟ نهايتاً آنکه تحت کدام شرايط، امکان چنين گفت و گوی تفاهم‌آميزی وجود خواهد داشت؛ گفت و گويی که در آن تحول و تقليل يک فرهنگ به ديگری (در اينجا تقليل امر نشانه‌ای به امر نمادين) صورت نگيرد؟ جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - گفت ‌‌‌وگوي تمدنها: زمينه‌هاي عيني و سرمشق‌هاي نظري
        محمود علی‌پور
        در اين مقاله تلاش شده است با تمسك به تنوعات فلسفه سياسي مدرن، الگوهايي كه هر يك به نحوي مستعد پذيرش ايده ‌گفت‌وگوي تمدنها هستند، طبقه‌بندي شوند. اين الگوها در قالب سه دسته نظريه‌ «ليبرالي مصلحت جويانه»، «ليبرالي متكي بر پيوند اخلاقي» و «غيرليبرالي متكي بر همبستگي سياسي» چکیده کامل
        در اين مقاله تلاش شده است با تمسك به تنوعات فلسفه سياسي مدرن، الگوهايي كه هر يك به نحوي مستعد پذيرش ايده ‌گفت‌وگوي تمدنها هستند، طبقه‌بندي شوند. اين الگوها در قالب سه دسته نظريه‌ «ليبرالي مصلحت جويانه»، «ليبرالي متكي بر پيوند اخلاقي» و «غيرليبرالي متكي بر همبستگي سياسي» قابل طرح هستند. هابرماس، گادامر، باختين و فيلسوفان اجتماع‌گرا نظريه‌پردازاني هستند كه مي‌توانند ذيل اين تقسيم‌بنديها مورد مطالعه قرار گيرند. بخش دوم مقاله به بررسي الگوهاي پديد آمده در عرصه ارتباطات طي سه دهه پاياني قرن بيستم و توصيف مختصر ويژگي‌هاي هر يك اختصاص دارد. نظم پارادايمي نخست عمدتاً دربرگيرنده يك الگوي نقاد به نظم سرمايه‌دارانه در عرصه جهاني است، الگوي پارادايمي دوم به روايت هابرماس از ارتباط قرابت بيشتر دارد و الگوي سوم به مباني نظري اجتماع‌گرايان نزديك مي‌شود. بخش سوم مقاله در پي آن است كه به اعتبار نظريه‌ها و سرمشقهاي مطرح شده به وجوه عمده فلسفي و سياسي كه ايده ‌گفت‌وگوي تمدنها را به نظريه علمي نزديك مي‌كند، بپردازد. بر اين اساس مي‌تـوان پيوندهاي بيشتري ميان انديشه‌هاي «اجتماع‌گرا» و ايده «‌گفت‌وگوي تمدنها» برقرار كرد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - نظرية‌ انتقادي‌ روابط‌ بين‌الملل‌ و گفت ‌وگوي‌ تمدن‌ها
        حميرا ‌ مشیرزاده
        اگرچه‌ گفت‌وگوي‌ تمدن‌ها مفهومي كاملاً جديد نيست‌؛ با طرح‌ مجدد آن‌ از سوي‌ سيدمحمد خاتمي‌، رئيس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، در اواخر دهة‌ 1990 ميلادي‌ مورد توجه‌ جدي‌ قرار گرفت‌. اين‌ مفهوم‌ در روابط‌ بين‌الملل‌ داراي‌ مدلولات‌ مهم‌ نظري‌ در سطوح‌ مختلف‌ هستي‌شناختي‌، معر چکیده کامل
        اگرچه‌ گفت‌وگوي‌ تمدن‌ها مفهومي كاملاً جديد نيست‌؛ با طرح‌ مجدد آن‌ از سوي‌ سيدمحمد خاتمي‌، رئيس‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، در اواخر دهة‌ 1990 ميلادي‌ مورد توجه‌ جدي‌ قرار گرفت‌. اين‌ مفهوم‌ در روابط‌ بين‌الملل‌ داراي‌ مدلولات‌ مهم‌ نظري‌ در سطوح‌ مختلف‌ هستي‌شناختي‌، معرفت‌شناختي‌، جامعه‌شناختي و هنجاري‌ است‌ و در عين‌ حال‌، به‌ اندازة‌ كافي‌ مداقة‌ نظري‌ نشده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ از ميان‌ نظريه‌هاي‌ روابط‌ بين‌الملل‌، نظرية‌ به‌اصطلاح‌ انتقادي،‌ يكي‌ از بهترين‌ بسترهاي‌ نظري‌ براي‌ فهم‌ و مفهوم‌بندي‌ جايگاه‌ نظري‌ گفت‌وگوي‌ تمدن‌ها است‌. شهرت‌ نظرية‌ انتقادي‌ به‌ دليل‌ تأكيد آن‌ بر گفت‌وگو و گفتمان‌ و نقش‌ آن‌ در شكل‌دادن‌ به‌ بنيان‌ حقيقت‌، غيبت و اجماع‌ است‌. اينها مي‌توانند در سطح‌ بين‌الملل‌ پيامدهاي‌ مهمي‌ در ابعاد نظري‌ و فرانظري‌ داشته‌ باشند. اين‌ مقاله‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ چگونه‌ اين‌ انگاره‌ مي‌تواند در سطح‌ هستي‌شناسي،‌ برداشت‌ دولت‌ محور را از روابط‌ بين‌الملل‌ متحول‌ سازد. از لحاظ‌ معرفت‌شناختي‌ مي‌تواند به‌ عنوان‌ بنياني‌ براي‌ برداشت‌هايي‌ غير اروپا محور از روابط‌ بين‌الملل‌ عمل‌ كند و در سطح‌ جامعه‌شناختي‌، راهي‌ به‌ سمت‌ شكل‌گيري‌ اجتماع‌ اخلاقي‌ است. سرانجام اينكه از نظر هنجاري‌ معطوف‌ به‌ سياست‌ جهاني‌ عادلانه‌تري‌ است‌ كه‌ كمتر جنبة‌ برون‌گذارانه‌ دارد. استدلال‌ اين‌ مقاله‌ آن‌ است‌ كه‌ همة‌ اين‌ ابعاد كم‌وبيش‌ با تعهدات‌ فرانظري‌، نظري‌ و اخلاقي‌ نظرية‌ بين‌المللي‌ انتقادي‌ همخواني‌ دارند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - انديشه سياسي رضا داوري‌ اردكاني‌
        سيدرضا ‌ شاكري
        جستجوي انديشه سياسي در تفكر رضا داوري اردكاني، دغدغه اين نوشتار است. بر اين اساس مقاله مي‌كوشد در يك پس زمينه تاريخي يعني از طريق بازنمايي بستر و شرايط تاريخي در قالبي نظري، به قوام يافتن انديشه فلسفي داوري در دو بخش مربوط سياست بپردازد. دو محور اساسي در كليت جريان اندي چکیده کامل
        جستجوي انديشه سياسي در تفكر رضا داوري اردكاني، دغدغه اين نوشتار است. بر اين اساس مقاله مي‌كوشد در يك پس زمينه تاريخي يعني از طريق بازنمايي بستر و شرايط تاريخي در قالبي نظري، به قوام يافتن انديشه فلسفي داوري در دو بخش مربوط سياست بپردازد. دو محور اساسي در كليت جريان انديشه سياسي داوري بچشم مي‌خورد؛ يكي تأمل و كند كاو در دستگاه فلسفه سياسي فارابي مؤسس فلسفه اسلامي و دوم بازخواني و نقد داوري از مباني تجدد است. نتيجه آنكه انديشه سياسي داوري به ضرورت فلسفي است و در حوزه سياست متأثر از زمانه‌اي است كه افكار و آراي او در آن شكل يافته است و به همين دليل در بخش‌هايي متضمن نظريه سياسي است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - دوستي در فلسفه سياسي
        عباس  منوچهری
        يكي از مفاهيم محوري در فلسفه اخلاق ارسطو، دوستي است. اين مفهوم پس از وي در سير تاريخ انديشه به حاشيه رفت، اما در عصر حاضر مجدداً مورد توجه جدي قرار گرفته است. در اين نوشتار ضمن بررسي مفهوم دوستي در سير انديشه، نسبت آن با فلسفه سياسي معاصر مورد بررسي قرار گرفته است.
        يكي از مفاهيم محوري در فلسفه اخلاق ارسطو، دوستي است. اين مفهوم پس از وي در سير تاريخ انديشه به حاشيه رفت، اما در عصر حاضر مجدداً مورد توجه جدي قرار گرفته است. در اين نوشتار ضمن بررسي مفهوم دوستي در سير انديشه، نسبت آن با فلسفه سياسي معاصر مورد بررسي قرار گرفته است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - اسلام و دموكراسي در انديشه سياسي يوسف القرضاوي
        مرتضي بحراني
        اين مقاله در پي تبيين جايگاه دموكراسي در انديشه سياسي اسلام از نظر يوسف القرضاوي (از متفكران اسلامي ميانه‌رو عرب) است. از نظر او اسلام قرنها جلوتراز غرب، پديده دموكراسي و قواعد و معيارهاي آن را معين كرده اما تبيين جزئيات آن را به انديشمندان مسلمان واگذار كرده است. راهكا چکیده کامل
        اين مقاله در پي تبيين جايگاه دموكراسي در انديشه سياسي اسلام از نظر يوسف القرضاوي (از متفكران اسلامي ميانه‌رو عرب) است. از نظر او اسلام قرنها جلوتراز غرب، پديده دموكراسي و قواعد و معيارهاي آن را معين كرده اما تبيين جزئيات آن را به انديشمندان مسلمان واگذار كرده است. راهكارهايي چون امر به معروف و نهي از منكر، شورا، بيعت و مشاركت زنان در عرصه‌هاي سياسي ـ اجتماعي از جملة اين قواعد هستند. البته پذيرش دموكراسي به معناي كنار نهادن حاكميت خداوند نيست زيرا اصل حاكميت مردم كه بنيان دموكراسي محسوب مي‌شود، با اصل حاكميت خدا در تضاد نيست بلكه حاكميت خدا با حاكميت فردي كه اساس استبداد است در تضاد است. هدف از دموكراسي كنار نهادن حاكميت طاغوت و ستمكاران است نه نفي حاكميت خدا و بنابر اين اجراي دموكراسي به منظور جلوگيري از استبداد و سلطه طاغوت گام نهادن در راستاي تحقق حاكميت خداوند است. از نظر وي استدلال به اينكه دموكراسي، حكومت اكثريت است و اكثريت هم در قرآن مذموم شمرده شده‌اند، استدلالي نابجاست كه بر پايه يك مغالطه استوار است. زيرا فرض بر آن است كه ما از دموكراسي در جامعه اسلامي سخن به ميان مي‌آوريم، جامعه‌اي كه اكثريت آن داراي عقل و انديشه‌اند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - نظارت بر قدرت سياسي از ديدگاه فقهاء شيعه
        توحيد  محرمي
        مقاله با طرح ضرورت نظارت بر قدرت سياسي، چگونگي نظريات ارائه شده در اين زمينه با توجه به آراء فقهاء شيعه را بررسي و تحليل مي‌كند ـ برخي از فقهاء عظام شيعه كه معتقد به مشروعيت الهي بلاواسطه مي‌باشند، نظارت دروني (عدالت و فقاهت) را شرط لازم و كافي دانسته‌اند و به مؤلفه‌هاي چکیده کامل
        مقاله با طرح ضرورت نظارت بر قدرت سياسي، چگونگي نظريات ارائه شده در اين زمينه با توجه به آراء فقهاء شيعه را بررسي و تحليل مي‌كند ـ برخي از فقهاء عظام شيعه كه معتقد به مشروعيت الهي بلاواسطه مي‌باشند، نظارت دروني (عدالت و فقاهت) را شرط لازم و كافي دانسته‌اند و به مؤلفه‌هاي نظارت بيروني نيز پرداخته‌اند و گروه ديگر كه مشروعيت دولت اسلامي را الهي ـ مردمي مي‌‌دانند؛ علاوه بر لزوم نظارت دروني، نظارتهاي بيروني نهادينه شده را شرط لازم سلامت قدرت سياسي دانسته‌اند. بحث ضرورت طرح موضوع، مفهوم نظارت، لزوم نظارت دروني، شرايط رهبر از ديدگاه عقل و قرآن، دلائل لزوم نظارت بيروني، قائلين به لزوم و كفايت نظارت دروني، قائلين به لزوم نظارت دروني و بيروني عمده‌ترين مباحث اين مقاله را تشكيل مي‌دهند. جزييات مقاله