مقاله


کد مقاله : 139505151042513030

عنوان مقاله : نسبت میان حقیقت و سیاست: خوانشی نئوپراگماتیستی

نشریه شماره : 23 فصل بهار - تابستان 1397

مشاهده شده : 330

فایل های مقاله : 263 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 مسعود اخوان کاظمی mak392@yahoo.com دانشیار دکترا
2 محمد کریم محمدی mk_m4453@gmail.com دانشجو دانشجوی دکترا

چکیده مقاله

حقيقت پراگماتيكي در انديشه «ريچارد رورتي»، بديلي است براي جست¬وجوي حقيقت به اسلوبي كه سنت فكري و فلسفي غرب تاكنون بدان پرداخته است. در بررسي مفهوم حقيقت، رويكرد عمل‌گرایانه رورتي به تقابل با دو روايت مطرح در انديشه فلسفي غرب برمی‌خیزد: از یکسو با روايت افلاطوني - دکارتی، كه در آن حقيقت به مثابه امري متافيزيكال تعبير می‌شود و از سوي ديگر با روايت فراتجدد كه معتقد به شالوده¬شكني حقيقت است و حكم به نسبي بودن آن می‌کند. نویسندگان در پاسخ به این پرسش که: نسبت برقرارشده میان حقیقت و سیاست، چه پیامدهایی در حوزۀ اندیشه سیاسی رورتی دارد، به صورت‌بندی این فرضیه پرداخته‌اند که «نسبت برقرارشده میان حقیقت و سیاست در اندیشه رورتی، منجر به ابداع سیاست متکی به امید اجتماعی بر مبنای تز اولویت دمکراسی بر فلسفه شده است». بر این اساس تلاش شده است با واکاوی الگوي حقيقت پراگماتیکی‌ای كه رورتي پيش می‌نهد، نشان داده شود که این الگو، ادامه همان مفهوم حقيقت در سنت پراگماتيستي «ويليام جيمز» و «جان ديويي» در قالب چرخش زباني است. همچنين شاخصه آن تأکید بر همبستگي است در مقابل آنچه رورتي خواست عينيت می‌نامد. این روایت در عين حال كه قادر است بدون داشتن هرگونه ادعای عینیت از درافتادن در دام نسبی‌گرایی بپرهیزد، مفهومی را مدنظر دارد که به شیوه‌ای عملی در راه برآورده ساختن مقاصد و حل معضلات سیاسی، مفید فایده واقع شود.