نقطة ثقل تحلیل نهادگرایانه، تأکید بر نقش نهادها به عنوان یک متغیر مستقل در شکل دادن به روندها و نتایج کنشهای فردی و جمعی و پدیدههای اجتماعی و سیاسی است. علوم اجتماعی معاصر به دلیل غلبة رویکردهاي زمينه گرا (در جامعه شناسي و علوم سياسي) و كمي گرا (در حوز ة اقتصادي) به ت چکیده کامل
نقطة ثقل تحلیل نهادگرایانه، تأکید بر نقش نهادها به عنوان یک متغیر مستقل در شکل دادن به روندها و نتایج کنشهای فردی و جمعی و پدیدههای اجتماعی و سیاسی است. علوم اجتماعی معاصر به دلیل غلبة رویکردهاي زمينه گرا (در جامعه شناسي و علوم سياسي) و كمي گرا (در حوز ة اقتصادي) به تحليل جايگاه متغير نهادي در شکل دادن به پدیدههای اجتماعي، اقتصادي و سياسي توجة كافي نشان نداده است. اين مقاله در وهلة نخست در پی معرفي چشمانداز نهادگرايانه در تحليل اجتماعي و سياسي، تحولات و تنوعات دروني اين رويكرد است. هدف دوم این مقاله آن است که نشان دهد نهادگرایی تاریخی به عنوان یکی از گونههای نئونهادگرایی به خاطر دیدگاه پویای خود در مقولة تغییر نهادی، میتواند چارچوبي مناسب براي تلفيق رويكرد نهادگرا و زمينه گرا در تحليل سياسي فراهم آورد. مطابق این نگرش، هرچند به اشکال مختلف نهادها باید به عنوان متغیری مستقل در شکل دادن به رفتارهای کنش گران اجتماعی و سیاسی شود، این نهادها پدیدههای تکوین یافته در متن ستیزههای اجتماعی و سیاسی تاریخی هستند.
پرونده مقاله
دموکراسی کثرت گرای رادیکال لاکلائو و موفه راهی است برای خاتمه دادن به هر گونه اندیشة ذاتی دربارة زندگی سیاسی؛ راهی که در آن قدرتهای پراکنده، هژمونی های موازی و در نتیجه گفتمان های متعدد شکل می گیرد. گفتمان هایی که توانایی اقناع و اشباع کنندگی گزاره های آنها می تواند آن چکیده کامل
دموکراسی کثرت گرای رادیکال لاکلائو و موفه راهی است برای خاتمه دادن به هر گونه اندیشة ذاتی دربارة زندگی سیاسی؛ راهی که در آن قدرتهای پراکنده، هژمونی های موازی و در نتیجه گفتمان های متعدد شکل می گیرد. گفتمان هایی که توانایی اقناع و اشباع کنندگی گزاره های آنها می تواند آنهـا را به گفتمـان هژمـونیک تبـدیل نماید. اما آنچه در این دموکراسی رادیکال پراهمیت جلوه مینماید آن است که در نتیجة توسعة فرهنگی ناشی از پست مدرنیسم و بازی های گفتمانی باید غیریت و تکثر موجود در جامعه در شکل رقابت حفظ شود. نگارندگان معتقدند که بر خلاف دنیای واقعی، درون فضای مجازی امکان تحقق چنین رقابتی فراهم می گردد. از اینرو در این نوشتار از آن به رادیکال دموکراسی مجازی یاد می گردد؛ رادیکال دموکراسی ای که توانایی بسیاری برای تأثیرگذاری در زندگی اجتماعی و سیاسی دارد. در نتیجه سؤال اصلی این مقاله که درصدد پاسخ به آن هستیم، این است که اینترنت چگونه باعث شکل دهی و تحقق رادیکال دموکراسی مجازی می شود؟ فرضیة نوشتار حاضر این است که فضای مجازیِ اینترنت با ویژگی های منحصر به فردی نظیر ابرمتنی، ابرشبکه ای، کنش تعاملی و تمرکززدایی قدرت رسانه ای که به وسیلة دو ویژگی امکان دست یابی به هویت مجازی و امکانات تخصصی و فنی غیر انحصاری اینترنت تضمین می گردد، توانایی شکل دهی به رادیکال دموکراسی مجازی را دارد.
پرونده مقاله
از بنیادی ترین پرسش های پیش ِ روی سیاست پژوهان، موضوع قدرت، الگوهای توزیع آن، کیفیت رابطۀ حکومت با شهروندان و گروهها و میزان تأثیرگذاری آنها بر فرایند تصمیمگیری سیاسی است. هدف کثرت گرایی در مقام رویکردی نظری به سیاست نیز تبیین و ارزیابی این مسایل بود. از اینرو سیاست ر چکیده کامل
از بنیادی ترین پرسش های پیش ِ روی سیاست پژوهان، موضوع قدرت، الگوهای توزیع آن، کیفیت رابطۀ حکومت با شهروندان و گروهها و میزان تأثیرگذاری آنها بر فرایند تصمیمگیری سیاسی است. هدف کثرت گرایی در مقام رویکردی نظری به سیاست نیز تبیین و ارزیابی این مسایل بود. از اینرو سیاست را عرصۀ رقابت گروههای مختلفی تعریف می کرد که به دلیل دسترسی شان به منابع متفاوت، هیچ یک قادر به تسلط کامل بر سایرین نبوده، تصمیمات سیاسی نیز حاصل توازن نیروها و فرایندی گشوده تلقی میگشت. این مقاله پس از تبیین این رویکرد در پیوند با اندیشۀ دموکراسی و مقایسۀ برداشت های متقدم و متأخر از آن، به بررسی دلا لت های عینی آن در نظم سیاسی میپردازد تا صحت تحلیل های آن را در عمل ارزیابی کند. بنابراین در پاسخ به این پرسش که آیا واقعیت سیاسی موجود، مؤیّد مفروضات تئوریک رویکرد کثرت گراست، موضعی بینابینی (بسته به نوع برداشت از کثرت گرایی) اتخاذ می کند.
پرونده مقاله
در سالهاي اخير در اثر تحولاتي مانند جهانی شدن، گسترش ارتباطات، شکل گيري جنبش هاي جديد اجتماعي، مفاهيم کلاسيک جامعه شناسي سياسي مانند دولت، ايدئولوژي، قدرت، گروهها و نظام اجتماعي، طبقه و... تحولات عميقي یافته اند؛ به گونه اي که به نظر ميرسد نظريههاي مارکسيستي، نظرات چکیده کامل
در سالهاي اخير در اثر تحولاتي مانند جهانی شدن، گسترش ارتباطات، شکل گيري جنبش هاي جديد اجتماعي، مفاهيم کلاسيک جامعه شناسي سياسي مانند دولت، ايدئولوژي، قدرت، گروهها و نظام اجتماعي، طبقه و... تحولات عميقي یافته اند؛ به گونه اي که به نظر ميرسد نظريههاي مارکسيستي، نظرات اثبات گرايي و رفتارگرايي، تحليل وبري از جامعه و دولت، نخبهگرايي، کارکردگرايي، پلوراليسم وکورپوراتيسـم براي تحليـل جامعۀ امروز ناتوان و ضعيف به نظر مي رسد. در سال هاي اخير، نظریۀ گفتمان توانسته است بين عناصري مانند قدرت، ايدئولوژي و فرهنگ ارتباط برقرار کند و در حوزههاي مختلف علوم انساني به ويژه علوم سياسي، کاربرد وسيعي پيدا کند. در اين پژوهش تلاش شده پس از فهم نظريۀ گفتمان، ماهيت دولت، مبناي شکل گيري گروههاي اجتماعي، قدرت، فرهنگ، «جنبش هاي اجتماعي جديد» و نحوۀ منازعۀ گفتمان ها در عرصۀ جامعه براي تبديل شدن به گفتمان هژمون، نقش سوژه در مبارزات سياسي و «جايگاه دولت» از منظر جامعه شناسي سياسي تحليل و بررسی شود. از جمله مهم ترین نتايج پژوهش حاضر مي توان به اهميت يافتن فرهنگ به عنوان عرصۀ منازعه و مواجهه، توجه به «بازنمودها» و وانمودهها، تکثر نگرشها و منافع، تفکيک زدايي از حوزههاي مختلف جامعه و کشيده شدن منازعۀ قدرت به سطح جامعه و عرصۀ «خيابان» و... اشاره کرد.
پرونده مقاله
برخلاف پیشبینیها و علی رغم پیشرفت روزافزون فناوریهای ارتباطی، جوامع بشری امروز نه تنها به سمت یکدست شدن کامل پیش نمیروند، بلکه هویتها، سبکهای مختلف زندگی و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی که تا چند دهۀ گذشته بیمناکِ از دست دادن هویت خود بودند با استفاده از امکانات دنیای چکیده کامل
برخلاف پیشبینیها و علی رغم پیشرفت روزافزون فناوریهای ارتباطی، جوامع بشری امروز نه تنها به سمت یکدست شدن کامل پیش نمیروند، بلکه هویتها، سبکهای مختلف زندگی و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی که تا چند دهۀ گذشته بیمناکِ از دست دادن هویت خود بودند با استفاده از امکانات دنیای امروز، دوباره سر برافراشته و میکوشند وجوه تمایز خود با دیگران را مطرح کنند و به این ترتیب، حق حفظ سنتها و عمل مطابق با آن را برای خود محفوظ نگاه دارند. در این عرصه چگونگی تعامل و کنش متقابل و عادلانۀ هویتها، فرهنگها و اقلیتها و اکثریتها با هم مسئلهای اسـت که نظریه های مختلفی در مورد آن ارائه شده است که اغلب برآمده از متن فرهنگ لیبرال بوده و ابعاد هنجاری آنها متوجه این جامعه و فرهنگ است. مقالۀ پیش رو، در پی فهم این نکته است که کدام یک از این نظریهها، امکانات نظری بیشتری برای کاربردی شدن در جوامع چند فرهنگی دارند؟ در بررسی تطبیقی و انتقادی، مهمترین رویکردها و نظریههای تنوع فرهنگی از جمله رویکردهای لیبرال، پسالیبرال، نسبیگرایانه و باهمادگرایانه به نظر میرسد که رویکرد باهمادگرایانه در جوامعی که تنوع فرهنگی دارند، میتواند امکانات نظری بیشتری برای کاربردی شدن داشته باشد. پژوهش پیش رو برای پاسخ به پرسش خود از روش توصیفی و تحلیلی و ابزار کتابخانهاي بهره میبرد.
پرونده مقاله
مفهوم قدرت نرم که در اواخر دهۀ 1980 جوزف نای آن را ارائه کرد، بخش گستردهای از ادبیات مربوط به رویکرد غیر مادی به قدرت (به ویژه در ارتباط با امریکا) را در بر گرفته است. نکتۀ مهم، موقعیت انحصاری این نوع «نگرش نای محور» است که باعث شده دیگر آرا و نظراتی که در حوزۀ تشریح چ چکیده کامل
مفهوم قدرت نرم که در اواخر دهۀ 1980 جوزف نای آن را ارائه کرد، بخش گستردهای از ادبیات مربوط به رویکرد غیر مادی به قدرت (به ویژه در ارتباط با امریکا) را در بر گرفته است. نکتۀ مهم، موقعیت انحصاری این نوع «نگرش نای محور» است که باعث شده دیگر آرا و نظراتی که در حوزۀ تشریح چگونگی کاربست نرم قدرت در سیاست خارجی تقدم و اولویت دارند (مانند نظریۀ جنگ عادلانه، برداشت صلح دموکراتیک، تفسیر پساگرامشینی از چیره طلبی و...)، مورد غفلت و کم توجهی قرار گیرند. این نوشتار میکوشد تا بر مبنای تشریح بعد نرمافزاری رویکردهای یاد شده در کنار آرای نای، بر این معنا پافشاری کند که در روند نظریهپردازی روابط بینالملل، دیدگاه وی تنها یکی از نظریههایی است که بر وجه نرم قدرت پافشاری کرده و باید از الگویی فرانای تبعیت کرد.
پرونده مقاله