• شماره های پیشین

  • معرفي نشريه
    علمی پژوهشی

    معرفي دو فصلنامه تخصصي «پژوهش سياست نظري»

    اين نشريه از سال 1384 با عنوان «پژوهش علوم سياسي» و از سال 1387 با عنوان تخصصي «پژوهش سياست نظري» مقاله‌هاي علمي ـ پژوهشي را به سردبيري آقاي دكتر عباس منوچهري در حوزه‌ تخصصي علوم سياسي منتشر مي‌كند. 

    در حال حاضر آقای دکتر محمد کمالی زاده دستیار علمی سردبیر می‌باشند.


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - اندیشۀ «هانا آرنت» و امکان تحول در روابط بین‌الملل
      حميرا  مشیرزاده آریا مکنت
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      جریان اصلی در روابط بین¬الملل و به طور خاص واقع¬گرایی، خشونت را از اجزای اصلی و جدایی¬ناپذیر روابط بین¬الملل می¬داند. گونه¬های مختلف واقع¬گرایی، سرشت انسان و نظام بین¬الملل را ذاتاً خشونت¬آمیز تلقی می¬کنند. نظریۀ قدرت سیاسی «هانا آرنت» به عنوان یک کنش جمعی و غیرخشونت¬آم چکیده کامل
      جریان اصلی در روابط بین¬الملل و به طور خاص واقع¬گرایی، خشونت را از اجزای اصلی و جدایی¬ناپذیر روابط بین¬الملل می¬داند. گونه¬های مختلف واقع¬گرایی، سرشت انسان و نظام بین¬الملل را ذاتاً خشونت¬آمیز تلقی می¬کنند. نظریۀ قدرت سیاسی «هانا آرنت» به عنوان یک کنش جمعی و غیرخشونت¬آمیز، این فرض بنیادین را به چالش می¬کشد و چشم¬اندازی نوین به آنچه جوهر سیاست است ارائه می¬کند. در تفکر آرنت، مفهوم «وضعیت انسان» متضمن نفی هرگونه ذات‌پنداری یا جوهرگرایی درباره انسان است و فضای نظری جدیدی برای فهمی نوین از روابط بین¬الملل می¬گشاید که در آن، انسان¬ها به کارگزاران اصلی سیاسی تبدیل می¬شوند. برخلاف جریان اصلی روابط بین¬الملل و واقع¬گرایی به طور خاص از نظر آرنت، افراد و نه دولت¬ها می¬توانند بازیکنان اصلی در روابط بین¬الملل باشند (هرچند او وضعیت موجود بین¬المللی را چنین نمی¬بیند و نگاهی واقع‌گرایانه به آن دارد). در این مقاله، ما با به هم پیوستن ابعاد مختلف اندیشه سیاسی آرنت می¬کوشیم تا نشان دهیم که چه حوزه¬هایی از نظریه سیاسی آرنت با روابط بین¬الملل ارتباط پیدا می¬کند و بینش او (به¬ویژه زمانی که در پیوند با بینش¬هایی از سایر متفکران قرار گیرد)، چه زمینه¬ای برای طرح تغییرات ممکن در عرصۀ سیاست جهانی می¬تواند ارائه کند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - پاندمی فضای مجازی و ایدۀ مقاومت
      سيد محسن علوي‌پور
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      ظهور دنیای مجازی در دوران معاصر، تحولی عظیم در گستره زندگی انسان‌ها به‌وجود آورد و به‌دنبال آن، شکل‌گیری شبکه‌های مجازی، نوع نوینی از زندگی را شکل داد که حاصل آن، پدیداری دنیای مجازی به‌عنوان ساحت بدیل زندگی در دنیای واقعی بود. این دنیا، متضمن تأسیس اجتماعات جدیدی است ک چکیده کامل
      ظهور دنیای مجازی در دوران معاصر، تحولی عظیم در گستره زندگی انسان‌ها به‌وجود آورد و به‌دنبال آن، شکل‌گیری شبکه‌های مجازی، نوع نوینی از زندگی را شکل داد که حاصل آن، پدیداری دنیای مجازی به‌عنوان ساحت بدیل زندگی در دنیای واقعی بود. این دنیا، متضمن تأسیس اجتماعات جدیدی است که اعضای آن، ورای مرزهای مرسوم سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و بنا به ماهیت شبکه‌ها، همزمان در اجتماعات مختلفی عضویت دارند. نحوۀ سامان‌یابی این اجتماعات نیز با گونه‌های کلاسیک تشکیل اجتماعات متفاوت است و مؤسسان هر ساحتی در فضای مجازی می‌توانند قواعدی خودبنیاد را برای آن ترسیم نمایند و به‌اجبار بر همگان اعمال کنند. در واقع مؤسسان این شبکه‌ها در مقام لویاتان‌هایی خودمختار عمل می‌کنند که با توجه به موقعیت مؤسس خود در تشکیل اجتماع، حتی در قراردادی متقابل با اعضا قرار نمی‌گیرند و قوانین و مقررات تعیین‌شده از سوی آنها برای هرگونه عضویت و حیات‌یابی در آن شبکه‌ها، الزامی و پیشینی است. این امر به شکل‌گیری وضعیتی استثنایی رهنمون می‌شود که حاکم را در موضع قادر مطلق قرار می‌دهد و عضویت در آن، بر پایه میل عمومی افراد (و نه ضرورت عضویت در جامعه) رخ می‌دهد. پژوهش حاضر با بررسی ابعاد مختلف شکل‌گیری این اجتماعات، بر آن است که ضمن تبیین فرایند فکری و فلسفی تأسیس این جوامع، راهکارهای تحدید قدرت و اجازۀ مشارکت عمومی در سامان‌یابی آنها را بررسی نماید. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - رابطۀ سوژۀ لکانی و شکل‌گیری نظریه‌های شکستِ جنبش مشروطه
      محمد باقری علی  مختاری حمداله اکوانی صادق  حقیقت
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      در طول تاریخ، نهضت¬ها و جنبش¬های متعددی در جوامع گوناگون شکل گرفته¬ است و تقریباً پس از وقوع تمامی آنها، اندیشمندانی ظهور کرده¬اند که به شکست آن جنبش و یا نهضت حکم داده و آن را تئوریزه کرده¬اند. مسئلۀ پژوهش پیشِ رو حول این موضوع شکل گرفته است که چرا علی¬رغم تأثیرگذاری ج چکیده کامل
      در طول تاریخ، نهضت¬ها و جنبش¬های متعددی در جوامع گوناگون شکل گرفته¬ است و تقریباً پس از وقوع تمامی آنها، اندیشمندانی ظهور کرده¬اند که به شکست آن جنبش و یا نهضت حکم داده و آن را تئوریزه کرده¬اند. مسئلۀ پژوهش پیشِ رو حول این موضوع شکل گرفته است که چرا علی¬رغم تأثیرگذاری جنبش¬ها و نهضت¬ها، سوژه به شکست و ناکامی آنها مجاب می¬شود؟ برای یافتن پاسخ، از نظریه¬های روان¬شناسیِ اجتماعی- سیاسیِ ژاک لکان که دارای زمینه‌ای پساساختارگرایانه است، به عنوان روش بهره¬برداری شده است. همچنین جنبش مشروطه به عنوان نمونه، جهت کاربست نظریه¬های لکان به عنوان روش انتخاب شده است. پاسخ احتمالی به پرسش یادشده بر اساس نظریه¬های لکان بازمی‌گردد به اهمیتِ وجود میل و فانتزیِ سوژه در پویایی و حرکت انسان. یافته¬های پژوهش نشان از آن دارد که باور سوژه به شکست، امری محتوم و ضروری است. اما این باور، به امر واقع مرتبط نیست، بلکه ریشه در شکاف همیشگی و هستی¬شناختیِ میان سوژه و دیگری دارد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - نسبت بین آزادی فردی و رفاه اجتماعی در اندیشۀ «جان استوارت میل» و «آمارتیا سن»
      سید علیرضا حسینی بهشتی سمیه ملکی دیزبنی
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      یکی از مسائل اساسی در اندیشه¬های سیاسی و اقتصادی معاصر، چگونگی ارتباط و سازگاری میان مسئولیت‌های اجتماعی و حراست از آزادی‌های فردی بوده ‌است و مکاتب مختلف به تبیین دیدگاه‌های خود در این زمینه پرداخته¬¬اند. دیدگاه لیبرالیسم اصلاح‌طلب (مدرن) از لحاظ ایجابی، توجه بیشتری را چکیده کامل
      یکی از مسائل اساسی در اندیشه¬های سیاسی و اقتصادی معاصر، چگونگی ارتباط و سازگاری میان مسئولیت‌های اجتماعی و حراست از آزادی‌های فردی بوده ‌است و مکاتب مختلف به تبیین دیدگاه‌های خود در این زمینه پرداخته¬¬اند. دیدگاه لیبرالیسم اصلاح‌طلب (مدرن) از لحاظ ایجابی، توجه بیشتری را به سمت خود جلب نموده‌است. پاسخ¬های «جان¬استوارت میل»، اولین¬ لیبرال¬ اصلاح‌طلب مؤثر بر اندیشۀ¬رفاه و «آمارتیا کومار سن» که از متأخرین آنهاست، بسیار مورد توجه بوده است. در این مقاله تلاش شده تا چگونگی نسبت بین مفاهیم آزادی فردی و رفاه اجتماعی و ادلۀ مورد استناد این دو اندیشمند، مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته، از خلال رهیافت مقایسه¬ای، تصویر واضح‌تری از نحوۀ چنین ارتباطی به دست آید. نتایج حاصله نشان می‌دهد که نگرش این دو متفکر در این زمینه، با وجود تفاوت در رهیافت و روش، دارای مبانی نظری و اهداف تقریباً مشابه است. نزد ميل، آزادی وسيله¬ای حياتی برای دستيابی فرد و اجتماع به شادکامی محسوب می¬شود. ميل مي¬¬کوشد تا با رويكرد مطلوبيت‌گرايی، شادکامی بشری را ممكن سازد، در حالي¬كه سن با نقد مطلوبيت‌گرايی و تمرکز بر رويكرد قابليتی، معتقد است که ايجاد فرصت¬های برابر در جهت انتخابگری آزاد برای اعضای جامعه، مهم‌ترين راه در جهت رسیدن به شادکامی فردی و اجتماعی است. با تعمق در نحوۀ استدلال میل و سن درمی¬یابیم که با مبنا قراردادن سوژۀ آگاه آزاد مدرن، هر دو متفکر معتقدند که با محور قرار دادن آزادی¬های فردی، تحولات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در مسیر بهبود قرار خواهد گرفت و راه دستیابی به شادکامی فردی و اجتماعی هموارتر خواهد شد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - رابطۀ روش حکومتی با فرایند دموکراسی‌‏سازی و تحکیم دموکراسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)
      منصور انصاري میرقاسم سیدین زاد
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      علی‏رغم مخالفت برخی از فیلسوفان و نظریه‏پردازان با مدل حکومتی دموکراسی، اساساً یکی از دغدغه‏های اصلی جامعۀ بشری به¬ویژه برخی ازروشن-فکران و فیلسوفان مهم عصر جدید، مسئله دموکراسی‏سازی و تحکیم دموکراسی بوده است؛ زیرا نخست اینکه دموکراسی مؤثرترین سیستم رسیدن به تعادل و تنه چکیده کامل
      علی‏رغم مخالفت برخی از فیلسوفان و نظریه‏پردازان با مدل حکومتی دموکراسی، اساساً یکی از دغدغه‏های اصلی جامعۀ بشری به¬ویژه برخی ازروشن-فکران و فیلسوفان مهم عصر جدید، مسئله دموکراسی‏سازی و تحکیم دموکراسی بوده است؛ زیرا نخست اینکه دموکراسی مؤثرترین سیستم رسیدن به تعادل و تنها نظمِ متضمنِ کمترین بدی است و دوم اینکه به تعبیر آلفرد اسمیت، «همه نارسایی‏های دموکراسی را می‏توان با دموکراسی بیشتر درمان کرد». با این حال میزان و درصد نارسایی‏ها و نقص‏ها در همه کشورها یکسان نیست؛ به همین دلیل می‏باید به لحاظ تحلیلی میان نظام‏هایی که همه شروط دموکراسی را به میزان زیادی محقق ساخته‏اند، نظام‏هایی که برخی از شروط دموکراسی را تحقق بخشیده‏اند و نظام‏هایی که گاهی حتی واجد شروط حداقلی دموکراسی نیستند، تمایز قائل شد. معمولاً نظام‏های با ویژگی‏های نخست، «دموکراتیک»، نظام‏های دارای ویژگی‏های دوم، «هیبریدی» و نظام‏های با ویژگی‏‏های سوم، «غیردموکراتیک» نا‏م‏گذاری می‏شوند. هر یک از این روش‏های حکومتی، رابطه‏ای مستقیم و یا غیرمستقیم با فرایند دموکراتیزاسیون و تحکیم دموکراسی دارند. در اصل، مسئله و پرسش اصلی در این پژوهش هم به تبیین و توضیح رابطۀ «روش حکومتی» با «فرایند دموکراسی‏سازی و تحکیم دموکراسی» بر‏می‏گردد (مسئله و پرسش). نیل به این هدف، به کمک روش «توصیفی- تحلیلی» و با استفاده از منابع کتابخانه‏ای و دیجیتالی دنبال می‏شود (روش). به نظر می‏رسد که از میان مدل‏های مختلف دموکراسی، «دموکراسی حداقلی» قرابت بیشتری با دوره‏های حکومتی نظام جمهوری اسلامی ایران و «دموکراسی حداکثری» بیشترین تأثیرگذاری مثبت در «فرایند دموکراسی‏سازی و تحکیم» دارد (یافته). جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - «دوره اصلاحات» در ایران: پویایی درونی یک نظام سیاسی هیبریدی
      علیرضا  خوشبخت مجید توسلی رکن آبادی محمد مهدي مجاهدي
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      مقالۀ حاضر در پی تبیین فراز و فرودهای سیاسی دوره اصلاحات (1376-1384) در ایران است. برای این منظور از تئوری‌های «رژیم‌های هیبریدی» (مرکب) برای تحلیل نظام جمهوری اسلامی ایران و پویایی درونی بهره گرفته شده است. این دسته از تئوری‌ها با نفی دوگانه دموکراسی- دیکتاتوری می‌کوشن چکیده کامل
      مقالۀ حاضر در پی تبیین فراز و فرودهای سیاسی دوره اصلاحات (1376-1384) در ایران است. برای این منظور از تئوری‌های «رژیم‌های هیبریدی» (مرکب) برای تحلیل نظام جمهوری اسلامی ایران و پویایی درونی بهره گرفته شده است. این دسته از تئوری‌ها با نفی دوگانه دموکراسی- دیکتاتوری می‌کوشند تا ابزار مفهومی لازم برای تحلیل نظام‌های سیاسی‌ای را فراهم آورند که در میانه این گروه قرار داشته، مختصاتی منحصربه¬فرد و متفاوت با این دو گونه دارند. در ادامۀ مقاله، مختصات نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران با خصوصیات نظام‌های هیبریدی (مرکب) مدنظر چهار تن از پژوهشگران این حوزه تطبیق داده شده و کوشیده شده است که از این مختصات در تبیین فراز و فرودهای دوران اصلاحات بهره گرفته شود. مواردی چون اهمیت رقابت‌های سیاسی، پیشینه نهادی و زمینه‌های زایش رژیم‌های هیبریدی و در نهایت پیوند این نوع نظام‌های سیاسی با اقتصاد رانتی از جمله مسائلی است که برای تبیین فراز و فرودهای این دوره تاریخی به کار گرفته شده است. در نهایت نتیجه گرفته شده است که می‌توان پیشرفت‌های اولیه اصلاح‌طلبان و عقب¬نشینی‌ها و شکست نهایی آنها را نه حرکتی هرچند شکست خورده در راستای گذار به دموکراسی، که در چارچوب دینامیسیم درونی یک نظام سیاسی هیبریدی تلقی کرد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - حق توسعۀ انسان
      عباس  منوچهری محمد دشتی
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      تردیدها و چالش‌های فراروی «نظریۀ رشد» برای توسعه و مسیر پرفراز و نشیب آن در دهه‌های گذشته، موجب شد تا نظریه «توسعۀ انسان» با تضامین و مقوماتی همچون «اخلاق توسعه» و «حق بر توسعه»، برای تحقق توسعه‌ای که متعلَق آن «انسان» و مردمان هستند، مورد توجه قرار گیرد. اما از آنجا که چکیده کامل
      تردیدها و چالش‌های فراروی «نظریۀ رشد» برای توسعه و مسیر پرفراز و نشیب آن در دهه‌های گذشته، موجب شد تا نظریه «توسعۀ انسان» با تضامین و مقوماتی همچون «اخلاق توسعه» و «حق بر توسعه»، برای تحقق توسعه‌ای که متعلَق آن «انسان» و مردمان هستند، مورد توجه قرار گیرد. اما از آنجا که مقومات مزبور در آرای آمارتیاسن در نهایت مستلزم فهم و تفسیری از کیستی «انسان» است و در نظریۀ «توسعه انسان»، این مهم از کفایت نظری لازم برخوردار نیست، در این مقاله سعی شده است تا با انسان‌شناسی زیستمانی و «حق زیستمانی انسان »، در نظریه توسعه انسان مساهمت فکری شود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - تبیین تئوریک جایگاه جامعه مدنی در الگوی حکمرانی خوب
      سیدرحیم  ابوالحسنی خسرو قبادي
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      در الگوی حکمرانی خوب، سه بخش دولتی، خصوصی و جامعه مدنی با مرزهای جداگانه و در یک رابطه تعاملی به منظور رسیدن به اهداف توسعه با یکدیگر همکاری می‌کنند. این الگو با رویکرد رایج از جامعه مدنی بر اساس برداشت هگلی که بر پایه اقتصاد سیاسی و مبتنی بر کشمکش است، سازگاری ندارد. ح چکیده کامل
      در الگوی حکمرانی خوب، سه بخش دولتی، خصوصی و جامعه مدنی با مرزهای جداگانه و در یک رابطه تعاملی به منظور رسیدن به اهداف توسعه با یکدیگر همکاری می‌کنند. این الگو با رویکرد رایج از جامعه مدنی بر اساس برداشت هگلی که بر پایه اقتصاد سیاسی و مبتنی بر کشمکش است، سازگاری ندارد. حال این پرسش قابل طرح است که در غیاب و یا کمرنگ شدن نقش اقتصاد و سیاست در تعریف و تبیین جامعه مدنی، با کدام مبنا و رویکرد می‌توان این مفهوم را در مدل حکمرانی خوب تبیین کرد؟ مدعای مقالۀ حاضر آن است که رویکردهای فرهنگی به جامعه مدنی و از جمله رویکرد جفری الکساندر، بیشتر می‌تواند جامعه مدنی را در الگوی حکمرانی خوب تبیین کند. در این مقاله به وجوه این تبیین و چگونگی آن با روش توصیفی و تحلیلی پرداخته شده است. روش گردآوری اطلاعات، اسنادی و کتابخانه‌ای است و با رجوع به منابع معتبر و تحلیل آنها، مستندات برای آزمون فرضیه (مدعای) مقاله ارائه شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - روان‌کاوی سیاسی و گفتمان: گزاره‌های تروماتیک و سوژه‌های هیستریک درگفتمان نواصلاح‌طلبی (1392-1398)
      مه سیما سهرابی محمدرضا  تاجیک منصور میراحمدی
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      روان¬کاوی سیاسی متمرکز بر فرایندهای فعال‌ساز بُعد ناخودآگاه و نحوۀ تأثیرگذاری آن بر کنش/واکنش سوژه¬هاست. در این راستا، هر گفتمانی ذیل مکتب لکانی در حوزۀ «نظم نمادین» به «دیگری بزرگ» یک جامعه تعبیر می‌شود که در صورت وجود تناقض، سرکوب معنایی و کلاً واگراییِ انضمامی با فضا چکیده کامل
      روان¬کاوی سیاسی متمرکز بر فرایندهای فعال‌ساز بُعد ناخودآگاه و نحوۀ تأثیرگذاری آن بر کنش/واکنش سوژه¬هاست. در این راستا، هر گفتمانی ذیل مکتب لکانی در حوزۀ «نظم نمادین» به «دیگری بزرگ» یک جامعه تعبیر می‌شود که در صورت وجود تناقض، سرکوب معنایی و کلاً واگراییِ انضمامی با فضای استعاری وعده داده¬شده‌اش در گزاره‌های هم-وجودِ مفصل¬بندی شده در منظومۀ معنایی¬اش، منجر به شکل‌گیری سوژه‌های هیستریک سیاسی می‌شود. این مسئله ریشه در «گزاره‌های تروماتیک» گفتمان و فعال‌سازی وجه «سمپتوماتیک» آن دارد که در جوامع پلورالیستی از منظر پدافند غیرعامل و فعال شدن انرژی جنبشی جامعه و کانالیزه شدن آن توسط دیگر پادگفتمان‌ها، به عنوان رخنۀ نفوذی بسیار مهمی محسوب می‌شود. این نوشتار با عطف به اهمیت موضوع حاضر، به شناسایی گزاره‌های تروماتیک در گفتمان نواصلاح¬طلبی در یک بازۀ زمانی شش¬ساله (1392-1398)، به منظور واکاوی چرایی تولد سوژه‌های هیستریک، بر مبنای چارچوب نظری روان¬کاوی سیاسی مکتب لکانی و روش‌شناسی گفتمانی لاکلائو و موفه در راستای آسیب‌شناسی انتقادی از وضعیت موجود پرداخته است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - تبیین جایگاه رئیس‌جمهور در قانون اساسی از منظر کارآمدی نهادهای سیاسی در ج. ا. ایران
      سید رضا  شاكري
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      نهادهای سیاسی در پرتو تحول اندیشه و نظریه‌های سیاسی می‌توانند امکانات و محدودیت‌های جدید را نشان دهند. رئیس‌جمهور در قانون اساسی کشورمان، جایگاه مهم و تعیین¬کننده‌ای دارد که برآمده از رأی مستقیم مردم، تنفیذ مقام رهبری، نمایندگی حاکمیت ملی ایران در نسبت با سایر کشورها و چکیده کامل
      نهادهای سیاسی در پرتو تحول اندیشه و نظریه‌های سیاسی می‌توانند امکانات و محدودیت‌های جدید را نشان دهند. رئیس‌جمهور در قانون اساسی کشورمان، جایگاه مهم و تعیین¬کننده‌ای دارد که برآمده از رأی مستقیم مردم، تنفیذ مقام رهبری، نمایندگی حاکمیت ملی ایران در نسبت با سایر کشورها و چهرۀ نمادین ملی است. امروزه که از قدرت دولت‌ها و حکومت‌ها فروکاسته شده و در عوض مسئولیت‌های انسانی و فردی در قلمروهای مختلف جامعه، سیاست و اقتصاد و در مسایل مشترک بشری برجسته شده است، جایگاه رئیس‌جمهور نیز بر اساس خوانش‌های تازه، واجد چنین ظرفیت‌هایی می‌شود. پرسش این پژوهش این بود که نقش و جایگاه رئیس‌جمهور در قانون اساسی با توجه به شاخص‌های کارآمدی چیست و چگونه می‌توان این جایگاه را در عمل ارتقا داد تا کارآمدی نیز درجه بالاتری را تجربه کند. جایگاه رئیس‌جمهور در این مقاله با هدف شناخت و تبیین امکانات جدید عمل سیاسی مطالعه می‌شود. این موضوع بر مبنای مؤلفه‌های کارآمدی و درون نظریۀ نهادگرای هنجاری بررسی می¬شود. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که وجه عاملیتی و انسانی رئیس‌جمهور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به¬ویژه در سوگندنامه او و در ارتباطش با مردم و افکار عمومی برجسته می‌شود، بر جنبه ساختاری و سازمانی آن غلبه دارد و از این منظر می‌تواند ابعادی از اهمیت جایگاه رئیس‌جمهور را آشکار نماید. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      11 - نقد ديدگاه «استبداد ايراني» همایون کاتوزیان
      عبدالرحمن حسنی فر
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      یکی از نظریه¬های شایعِ معطوف به سیاست، جامعه و دولت در ایران، «نظریۀ استبداد» است. دربارۀ چرايي و چگونگي پيدايش، صورت‌بندي و تداوم «استبداد» در ايران، بسياري از انديشمندان ايراني و غيرايراني به اظهارنظر و حتی نظریه‌پردازی پرداخته‌اند. از جمله پژوهشگران ایرانی که دیدگاه چکیده کامل
      یکی از نظریه¬های شایعِ معطوف به سیاست، جامعه و دولت در ایران، «نظریۀ استبداد» است. دربارۀ چرايي و چگونگي پيدايش، صورت‌بندي و تداوم «استبداد» در ايران، بسياري از انديشمندان ايراني و غيرايراني به اظهارنظر و حتی نظریه‌پردازی پرداخته‌اند. از جمله پژوهشگران ایرانی که دیدگاه «استبداد» را درباره تاریخ ایران مطرح کرده، محمدعلی (همایون) کاتوزیان است. در ديدگاه کاتوزیان، جامعه و دولت ایرانی در طول تاریخ خود در چرخۀ «استبداد، آشوب، هرج¬ومرج و استبداد» قرار داشته است. در این دیدگاه، جامعة ایرانی همیشه یا گرفتار «استبداد» بوده یا «هرج ¬و مرج، آشوب، درگیری و نزاع». دیدگاه کاتوزیان برتأثیرگذاری همه¬جانبۀ «قدرت سیاسی» -که استبدادی است-بر دیگر ابعاد جامعه تأکید دارد. سؤال این است که آیا دیدگاه «استبداد ایرانی» کاتوزیان، برآیندی از تمامیت واقعیت تاریخ ایران هست یا خیر. یافته¬ها حکایت از این دارد که این دیدگاه، تناسبی با کل و جوهرۀ تاریخ ایران ندارد و در این مقاله بر اساس محورهایی به بررسی این عدم تناسب از منظر تاریخی پرداخته می¬شود. روش مقاله، توصیفی- تحلیلی است؛ یعنی توصیف تاریخ و احتمالاً تحلیل نظری بر اساس توصیف¬ها و تبیین¬های انجام¬گرفته درباره تاریخ، در انطباق با دیدگاه استبداد ایرانی، روش این تحقیق است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      12 - مواجهه با دیگری: موفه یا هابرماس
      گیتی پورزکی
      شماره 29 , دوره 13 , بهار-تابستان 1400
      از اواخر قرن نوزدهم، هویت خودبنیاد و سوژۀ استعلایی دکارتی با انتقادهای جدی از سوی متفکران مواجه شد و ضرورت وجود دیگری در شکل¬گیری هویت و مدلول¬یابی «خود» مورد توجه و تأکید متفکران قرار گرفت. شانتال موفه با رویکرد پسامارکسیستی و یورگن هابرماس با رویکردی دموکراتیک و با وج چکیده کامل
      از اواخر قرن نوزدهم، هویت خودبنیاد و سوژۀ استعلایی دکارتی با انتقادهای جدی از سوی متفکران مواجه شد و ضرورت وجود دیگری در شکل¬گیری هویت و مدلول¬یابی «خود» مورد توجه و تأکید متفکران قرار گرفت. شانتال موفه با رویکرد پسامارکسیستی و یورگن هابرماس با رویکردی دموکراتیک و با وجود تفاوت¬های جدی با یکدیگر، از مهم¬ترین و تأثیرگذارترین منابع اندیشه¬ورزی در حیطۀ هویت و تشخص هستند. این مقاله می¬کوشد تا اندیشه¬های این دو متفکر را از منظر مواجهه با دیگری مورد خوانش قرار داده، با ذکر نقاط ضعف، قوت و پیامدهای اندیشه¬های آنها نشان دهد که کدام¬یک از آنها بر مبنای استدلال¬های عقلانی موجه¬تر و عقلانی¬تر است. فرضیۀ اصلی مقاله آن است که دیگرفهمی متأملانه هابرماسی به لحاظ منطق درونی و توان پاسخگویی به نقدهای بیرونی نسبت به اصل تضاد و عقلانیت گفتمانی مورد نظر موفه، موجه¬تر و عقلانی¬تر است. روش پژوهش، تحلیلی و از سنخ تحلیل فلسفی است. از این¬رو معیار موجه¬تر و عقلانی¬تر بودن بر مبنای عدم تناقض درونی داده¬ها، مغالطه¬آمیز نبودن آنها و سازگاری با داده¬های واقعی است. جزييات مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - «لیبرال دموکراسی رادیکال»: جایگزین فوکو برای «مدرنیتۀ سیاسی»
      علی صالحی فارسانی
      شماره 25 , دوره 11 , بهار-تابستان 1398
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش « چکیده کامل
      هدف این مقاله، ارزیابی برآیندهای عملی انضمامی نقدهای بنیادی و تبارشناختی فوکو از مدرنیته است و دلالتی است که انگاره¬های فوکویی می¬تواند برای نظام سیاسی و کنشگری سیاسی داشته باشد. فوکو بر آن است که در دوران مدرن از قدرت و دانش استعلازدایی می¬شود. مسئله این است که پذیرش «استعلازدایی قدرت» چه پیامدی در نگاه ما به کنشگری سیاسی، دولت و حکومت¬مندی خواهد داشت. نگاه استعلازدایانۀ فوکو موجب می¬شود که وی امرِ سیاسی را چونان امری حاکمیتی ننگرد و با جای دادن آن در چارچوبی نامتعین که همزمان هم فرهنگی و هم سیاسی است، آن را حکومت¬مندی بنامد. آنگونه که در این چارچوبِ استعلازدایی¬شده، امرِ سیاسی حاکمیتی همراه نیست که شخص فرودست را به انجامِ آنچه خود در سر دارد، وادار کند. در برابر، حکومت‌مندی بر شیوه کردار حکومت¬شوندگان تأثیر می¬گذارد، به¬ گونه¬ای که زمینه خودتغییردهی و خودسامان¬دهی در رفتار روزانه آنان فراهم می¬شود و آنان به کاری واداشته نمی¬شوند که نخواهند، بلکه آزادانه و از رهگذر همان فرایند سوژه¬شدگی یا عینیت یافتن سوژه ، سلطه بر آنان اعمال می¬شود. در پاسخ به این مسئله، از نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسیِ» موریس باربیه به عنوان یک ابزار رهنمونی برای تعریف امر سیاسی استفاده شده است و روش کاربست آن نیز «تاریخ ایده‌های» آرتور لاوجوی است. در نظریۀ «مدرنیتۀ سیاسی»، دوگانۀ آزادی- سلطه در دو سطح دولت و جامعۀ مدنی طرح می¬شود، آنگونه که با برتری حق و آزادی بر سلطه با نظام سیاسی لیبرال¬ دموکرات همخوانی می¬شود. فرضیۀ مقاله این است که باورِ فوکو به «برتری چیرگی» در «مدرنیتۀ سیاسی» و لیبرال دموکراسی (به عنوان نظام سیاسی همخوان با آن) به زمینه¬سازی برای طرح لیبرال¬دموکراسی رادیکال می¬انجامد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - اخلاق و سیاست در اندیشۀ سیاسی مکتب فرانکفورت
      ایرج رنجبر سمیرا  غلامی
      شماره 18 , دوره 7 , پاییز-زمستان 1399
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاس چکیده کامل
      بر اساس چارچوب نظری هابرماس از «نسبت اخلاق و سیاست» در سیر تاریخ اندیشة سیاسی غرب، اخلاق و سیاست در دورۀ کلاسیک و در سنت ارسطویی حول مفهوم «سعادت» با هم عجین می¬شوند، زیرا اخلاق سعادت را تعریف می‌کند و سیاست در خدمت تحقق مفهوم سعادت قرار می¬گیرد. حال آنکه در اندیشة سیاسیِ مدرن و در سنتِ هابزی، اخلاق و سیاست از هم جدا می¬شوند، زیرا سیاست هدف خود را نه سعادتمندکردن و بافضیلت نمودن شهروندان، بلکه کنترل و مدیریت غرایز انسانی برای ایجاد «امنیت» و تحقق «رفاه» تعریف می-کند. با این توصیف و طبق چارچوب نظری هابرماس، مقالۀ حاضر بر این نظر است که در اندیشة متفکران مکتب فرانکفورت، اخلاق و سیاست همانند سنت کلاسیک حول مفهومی اخلاقی به هم پیوند می¬خورند، با این تفاوت که حلقۀ اتصال اخلاق و سیاست در مکتب یادشده، نه مفهوم «سعادت» بلکه مفهوم «رهایی» است؛ مفهومی که منطبق بر «اخلاق فضیلت» است. با این توضیح که هر یک از متفکران این مکتب، راه تحقق «رهایی» را در مکانیزمی خاص خود تعریف می‌کنند. هورکهایمر «خرد عینی»، آدورنو «زیبایی»، مارکوزه «بازسازی عقلانی جامعه» و هابرماس «گفت¬وگو» را راه رسیدن به رهایی می¬دانند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - زبان، قدرت و ایدئولوژی در رویکردِ «انتقادیِ» نورمن فرکلاف به تحلیلِ گفتمان
      جهانگیر  جهانگیری علی  بندرریگی‌زاده
      شماره 14 , دوره 5 , پاییز-زمستان 1399
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن چکیده کامل
      با توجه به نقشی که زبان در ساختار قدرت ایفا می‌کند - و چه بسا ممکن است که زبانِ یک گروه، تبدیل به ایدئولوژیِ حاکم شود - و با توجه به اینکه موضع یک طرف را نسبت به طرفِ دیگر تعیین می¬کند و با توجه به اهمیتی که هم‌اکنون در سازمان¬های بین¬المللی و کردارهای دیپلماتیک برای آن قائل هستند، توجه به پدیدۀ زبان و گفتمان و کاوش در جهت تحلیلِ آن، ضرورتی است که کمتر بدان پرداخته شده و می¬شود. اینچنین است که توجه و پرداختنِ به مکاتب، نظریه¬ها و روش¬های موجود در تحلیل گفتمان، ضروری و اجتناب‌ناپذیر می¬گردد. این مقاله، به کاوش در رویکرد تحلیل گفتمانِ انتقادی می¬پردازد و می¬کوشد تا با استفاده از نظریات یکی از اعضای پیش¬رویِ آن یعنی «نورمن فرکلاف»، به آشکارسازی خصوصیات این رویکرد و وجوه تمایز آن از سایر رویکردهایِ تا حدی مشابه پرداخته، رابطۀ میانِ زبان، قدرت و ایدئولوژی را در آن مورد مداقه قرار دهد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - اندیشه‌شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت های سیاستی آن در حوزة آموزش عالی
      الهام  حبیبی عباس  منوچهری طاهره  میرعمادی رضا مهدی
      شماره 27 , دوره 12 , بهار-تابستان 1399
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- چکیده کامل
      چیرگی انگارة توسعه به ¬مثابه رشد اقتصادی، مهم¬ترین کارکرد نهاد آموزش -عالی را تشکیل سرمایة انسانی برای دستیابی به غایت رشد اقتصادی در ¬نظر گرفته است. اما شکست تجربی این ایده و ظهور نظریه¬های انتقادی و جایگزین، ضرورت بازتعریف نقش نهاد¬های کلیدی -از جمله نهاد آموزش ¬عالی- در روند توسعه را بیش از پیش برجسته و نمایان ساخته¬اند. هدف از این مقاله، اندیشه-شناسی سیاسی نظریة توسعة انسانی و استخراج دلالت¬های سیاستی آن در سامان¬بخشی حوزة آموزش ¬عالی است. بر این ¬اساس از نظریة روایت دلالتی به -عنوان چارچوب مفهومی و روش¬شناسی دلالت¬پژوهی استفاده شده است. یافته-های این مقاله حاکی از آن است که نظریة توسعة انسانی به پشتوانة اندیشة سیاسی حاکم بر رویکرد قابلیت¬ها، با فراتر رفتن از دو¬گانة فرد و اجتماع، ساختار و عاملیت، ارزش و حقیقت، خیر خصوصی و خیر عمومی و یا دولت و بازار، بر نقش مکملی و تکمیلی این عوامل در طراحی و ارزیابی جامعة خوب متمرکز بوده است. در نهایت کاربست این اندیشة جامع و فراگیر در سامان¬بخشی جامعة آموزش¬ عالی، علاوه بر مشارکت نهاد آموزش¬ عالی در رشد اقتصادی، بر دیگر کارکرد¬های کلیدی و مغفول¬ماندة این نهاد همچون تقویت آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی در روند توسعه تأکید و توجه کرده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - «نافرمانی مدنی» ایده‌ای برای عبور از بن‌بست نظری لیبرالیسم
      تورج  رحمانی علی  مختاری
      شماره 18 , دوره 7 , پاییز-زمستان 1399
      نافرمانی مدنی در مقام شیوة مبارزه، تاریخی طولانی دارد. مبارزۀ سیاسی مهاتما گاندی، مارتین لوترکینگ و نلسون ماندلا در سده بیستم، نمونه‌های بارزی از نافرمانی مدنی محسوب می‌شوند. البته این مفهوم در حد یک تاکتیک و شیوة مبارزة سیاسی باقی نماند، بلکه در نیمۀ دوم قرن بیستم مورد چکیده کامل
      نافرمانی مدنی در مقام شیوة مبارزه، تاریخی طولانی دارد. مبارزۀ سیاسی مهاتما گاندی، مارتین لوترکینگ و نلسون ماندلا در سده بیستم، نمونه‌های بارزی از نافرمانی مدنی محسوب می‌شوند. البته این مفهوم در حد یک تاکتیک و شیوة مبارزة سیاسی باقی نماند، بلکه در نیمۀ دوم قرن بیستم مورد تأمل نظری و فلسفی برخی از اندیشمندان همچون هانا آرنت، یورگن هابرماس، رونالد دورکین، جان رالز و بسیاری دیگر قرار گرفت و عملاً به حیطة فلسفۀ سیاسی مدرن وارد شد. در این مقاله تلاش می‌شود به درک این مطلب بپردازیم که چرا و چگونه تاکتیک نافرمانی مدنی مورد تأمل نظری فیلسوفان واقع شد و به بحثی جدی در حوزۀ فلسفه سیاسی بدل گردید؟ دیدگاه مطرح در مقاله حاضر این است که با دریافتی آرنتی از مفهوم نافرمانی مدنی و با استناد به صورت¬بندی سنت فکری جامعه¬گرایی از بحران¬ها و تنش¬های آموزۀ لیبرالیسم (که آموزه‌ای غالب در فلسفۀ سیاسی مدرن به شمار می‌رود)، می‌توان زمینۀ اهمیت¬یابی مفهوم نافرمانی مدنی در اندیشۀ سیاسی مدرن را نشان داد. بحران سنت لیبرال در حوزۀ نظر و قابلیت‌های موجود در اندیشة نافرمانی مدنی در تاکتیک و نقد فکری، پیوند این مفهوم با حوزۀ اندیشه سیاسی مدرن را به وجود آورد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - رابطه مدنی و توانمندی: مطالعه تطبیقی «هانا آرنت» و «آمارتیا سن»
      عطاءاله کریم زاده عباس  منوچهری
      شماره 26 , دوره 11 , پاییز-زمستان 1398
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سو چکیده کامل
      «هانا آرنت»، اندیشمند سیاسی، با طرح مقوله¬ «فضیلت مدنی» و نقد دموکراسیِ لیبرال، سعی در ارائه راه¬حلی برای استقرار زندگی نیک در زمانه خود دارد. در «فضیلت مدنی» آرنت، انسان¬ها باید بتوانند آزادی و برابری خود را به عنوان شهروند و در فضای گفت¬وگو و تعامل به دست آورند. از سوی دیگر، «آمارتیا سن» در رهیافتِ توسعه انسانی، با نقد نظریه مدرنیزاسیون و اقتصاد رشد، درصدد اخلاقی کردن اقتصاد در حیطۀ اندیشۀ سیاسی است. سن با مقولۀ «توانمندی» خود، توسعه را «به مثابه آزادی» ترسیم کرده است و توانمندی را راه-کاری به سوی آزادی انسان می¬داند که در فضایی برابر و اخلاقی، هر فرد انسانی ضمن کارگزاری و توانایی لازم در برابر دیگران، امکان گفت¬وگو و مباحثه در موقعیت و فضایی دموکراتیک داشته باشد. پرسشی که در این مقاله مطرح می-شود این است که نسبتِ «فضیلت مدنی» در اندیشه سیاسی آرنت و رویکردِ «توانمندی» در توسعۀ انسانی آمارتیا سن با توجه به تأکیدی که بر عاملیت دارند، چگونه است. بر اساس پرسش در نظر گرفته ‌شده، فرضیه مبنی بر این است که می¬توان «توانمندی» آمارتیا سن را در راستایِ «فضیلت مدنی» آرنت دانست که اولویت اساسی هر دو، کارگزاری و عاملیت انسانی است. در این مقاله نشان داده می‌شود که «توانمندی» در اندیشه سن در وجه مدنی خود با عنوان فضای مفاهمه و تعامل، با «فضیلت مدنی» آرنت که همانا مسئولیت شهروندی در فضای گفت¬وگو و تعامل است، می¬تواند اشتراک معنایی و عملی داشته باشد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - روایت تئولوژیکال از امر سیاسی در اندیشۀ «کارل اشمیت»
      سمیه  حمیدی
      شماره 18 , دوره 7 , پاییز-زمستان 1399
      عصر مدرن اروپا را مقارن با رنسانس دانسته‌اند که از مفاهیم بنیادین آن، مسئلۀ جدایی دین از سیاست است. این گسست زمینه را برای ظهور اندیشۀ مدرنیسم با محور عقل خود¬‌‌¬¬¬¬¬¬¬¬¬بنیاد انسان و طرح سیاست زمینی مهیا ساخت که به زایش اندیشه‌هایی مبتنی بر جدایی دین و سیاست انجامید. ا چکیده کامل
      عصر مدرن اروپا را مقارن با رنسانس دانسته‌اند که از مفاهیم بنیادین آن، مسئلۀ جدایی دین از سیاست است. این گسست زمینه را برای ظهور اندیشۀ مدرنیسم با محور عقل خود¬‌‌¬¬¬¬¬¬¬¬¬بنیاد انسان و طرح سیاست زمینی مهیا ساخت که به زایش اندیشه‌هایی مبتنی بر جدایی دین و سیاست انجامید. اما در قرن بیستم شاهد بازگشت دین به عرصه سیاست و نظریه¬پردازی سیاسی در این زمینه هستیم. سرآغاز نظریه¬پردازی در باب الهیات سیاسی را می¬توان در آرای متفکر آلمانی «کارل اشمیت» مشاهده کرد. او با خوانش جدیدی از الهیات مسیحی، به طرد تز جدایی دین و سیاست پرداخت. مسئله نوشتار حاضر این است که اشمیت بر مبنای گزاره‌های الهیاتی چه خوانش جدیدی از امر سیاسی ارائه می¬دهد و چه فهم تازه‌ای از دین و نسبت آن با امر سیاسی مطرح می¬کند؟ اشمیت، بنیاد حیات اجتماعی را دین دانسته و امر سیاسی را در پیوند با سیاست معنا می¬کند. از نگاه او، مفاهیم سیاسی صورت عرفی شده مفاهیم الهیاتی هستند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - مدل چندلایۀ تحلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری
      سعید نریمان رضا عزیزی
      شماره 19 , دوره 8 , بهار-تابستان 1399
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬ه چکیده کامل
      انتخابات ریاست¬جمهوری در ایران همواره تحلیلگران و کارشناسان سیاسی را شگفت¬زده و غافلگیر كرده است. با بررسي¬هاي تحليلي انجام شده دربارۀ موضوع انتخابات رياست¬جمهوري يازدهم در ايران، چه در سطح تحليلگران داخلي و چه در سطح خارجي، آشكار شد که عمده این غافلگیری ناشی از تحلیل¬های تک‌عاملی و تک¬بعدی است و مدلی وجود ندارد که بتواند تمام لایه‌ها و ابعاد اثربخش در نتیجه انتخابات را بررسی کند. از اين¬رو اين مقاله در پي بررسي انتخابات يازدهم با استفاده از مدلي سه¬لايه¬اي است كه درونی¬ترین لایۀ آن، سطح گفتمانی انتخابات، لایۀ میانی آن مبتنی بر نظريۀ محروميت نسبي كه سعی در ارائه تبیینی از شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد و بیرونی¬ترین لایۀ آن، توصيفی از سطح میدانی انتخابات را بررسی می¬کند و عوامل فردی، سیاسی و اجتماعی مؤثر در نتیجۀ انتخابات را ارائه می¬دهد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - سازوكار‌هاي دگرگوني در روابط ژاپن با جمهوري اسلامي ایران
      الهه  كولايي ماندانا  تيشه‌يار
      شماره 5 , دوره 8 , زمستان 1399
      اصل اساسی روابط خارجی ژاپن با همه کشورهای جهان، جدایی مسایل سیاسی از ملاحظات اقتصادی بود. اما تغییر در ماهیت و ساختار قدرت در نظام بین‌الملل، موجب شده این کشور با تجدید نظر در آن، مبنای روابط اقتصادی خود با کشورهای مختلف را بر پایه مناسبات سیاسی بنا نهد. ژاپنی‌ها امروز چکیده کامل
      اصل اساسی روابط خارجی ژاپن با همه کشورهای جهان، جدایی مسایل سیاسی از ملاحظات اقتصادی بود. اما تغییر در ماهیت و ساختار قدرت در نظام بین‌الملل، موجب شده این کشور با تجدید نظر در آن، مبنای روابط اقتصادی خود با کشورهای مختلف را بر پایه مناسبات سیاسی بنا نهد. ژاپنی‌ها امروز برای تأمین منافع بلند مدت خود، همراهی با روند جهانی حمایت از الگوها و ارزش‌های جهانی شده غربی را ضرورتی انکارناپذیر یافته‌اند. هراس از بر هم خوردن روابط استراتژیک این کشور با ایالات متحده را، می‌توان یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر رویکرد ژاپن نسبت به ایران دانست. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - از شکست بازار تا شکست دولت مناقشه بازارگرایان و دولت‌گرایان در دوران مدرن
      حجت  کاظمی
      شماره 18 , دوره 7 , پاییز-زمستان 1399
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌ چکیده کامل
      از چشم انداز منازعه‌ای که از حدود سه سدۀ پیش دربارۀ حدود مداخلۀ دولتی و آزادی بازار در جریان بوده، دو رویکرد کلی قابل شناسایی است: بازارگرایان و دولت¬گرایان. این تمایز بر اساس وزنی است که هر رویکرد به یکی از این دو نهاد و قابلیت‌های آن برای تحقق کارایی بهینۀ اقتصادی می‌دهند. منازعه بر سر این موضوع، بیش از هر چیز ماهیتی عمیقاً ایدئولوژیک داشته است و هر رویکرد کوشیده تا شواهد تاریخی را به نفع خود صورت¬بندی کند. ما در این مقاله ضمن طرح روند تاریخی منازعۀ دو رویکرد و تنوعات درونی آنها، نشان خواهیم داد که در سایه دستاوردها و ناکامی‌های هر دو رویکرد از یکسو و طرح الگوهای نظری بدیل و شکل¬گیری تجربه‌های موفق توسعه‌ای خارج از تجربه‌های متعارف مورد استناد دو طرف منازعه از سوی دیگر، از دهه نود به این¬سو زمینه‌های طرح الگوی نوینی از حدود مداخله دولتی فراهم آمد. رویکرد نهادگرایی با تمرکز بر مقولۀ «کیفیت» مداخله به جای «کمیت» مداخله دولتی در پی فراتر رفتن از منازعۀ ایدئولوژیک یادشده و نظریه¬پردازی دربارۀ نحوه و کیفیت تعامل مثبت دولت با نهادهای بازار است. جزييات مقاله
    مقالات در انتظار انتشار
  • صاحب امتیاز
    پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی
    مدير مسئول
    هیئت تحریریه
    حميد احمدي محمود كتابي الهه كولايي محمدرضا تاجيك حسين سليمي محمدباقر حشمت‌زاده ابراهيم متقي حميرا مشيرزاده عباس منوچهري جهانگير كرمي مسعود غفاري سيدعليرضا حسيني بهشتي فرهنگ رجایی (استاد علوم سیاسی دانشگاه کارلتون (کانادا)- ) محمدعلي توانا (دانشگاه شیراز گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی) وحید سینائی (دانشگاه فردوسی مشهد) مجتبی مهدوی (استاد بخش مطالعات اسلامی دانشگاه آلبرتا کانادا)
    شاپا: 2008-5796
    شاپا الکترونیکی:1
    پست الکترونیک
    political.ac.ir@gmail.com
    آدرس
    تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان دانشگاه، خيابان شهيد وحيد نظري، شماره 47
    تلفن

    جستجو

    بانک ها و نمایه ها

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 14
    تعداد شماره ها 29
    مقالات چاپ شده 238
    تعداد نویسندگان 1410
    تعداد مشاهده مقاله 441290
    تعداد دانلود مقاله 45113
    تعداد مقالات ارسال شده 1119
    تعداد مقالات رد شده 764
    تعداد مقالات پذیرفته شده 239
    درصد پذیرش 21 %
    زمان پذیرش(روز) 122
    تعداد داوران 145
    آخرین به روزرسانی 1400/10/30