مقاله


کد مقاله : 13970501173614153433

عنوان مقاله : بررسی اندیشه سیاسی «حافظ» در چارچوب نظریّه «اسپریگنز»

نشریه شماره : 26 فصل پاییز - زمستان 1398

مشاهده شده : 221

فایل های مقاله : 203 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 علی باقری دولت آبادی ab.dolatabadi@gmail.com دانشیار دکترا
2 سید شاهرخ موسویان akaveel@yahoo.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

شاعران ایرانی از دیرباز از ارکان اصلی و واسطه‌ای میان مردم و دستگاه حاکمیّت بوده¬اند و به خاطر ارتباط مستقیم با حاکمیّت، نحوه معاش و گذران زندگی آنها همیشه از این ارتباط تأثیر پذیرفته است. حافظ به عنوان یکی از چهره‌های شاخص ادبیّات ایران، نه تنها از این قاعده مستثنی نیست، بلکه زندگی او عجیب با تحولات زمانه و جابه¬جایی حاکمان گره خورده است. پرسش اصلی پژوهش این است که این تحولات چه تأثیری بر اندیشه سیاسی حافظ گذاشتند و حافظ راه رهایی از مشکلات زمانه را در چه می‌دید؟ برای پاسخ به پرسش یادشده با به کارگیری نظریّه «اسپریگنز» (مشکل‌شناسی، علت‌شناسی، جامعه آرمانی، راه¬حل) و روش توصیفی - تحلیلی، ویژگی¬های اندیشه سیاسی حافظ توضیح داده شده است. طبق چارچوب نظری، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حافظ مشکل سیاسی جامعه خود را در قتل، زندان، تکفیر، تهمت، فساد، ناامنی و بی¬ثباتی می‌دید. او در مقام علت¬یابی تزویر و ریا، سوء¬استفاده از مقام و موقعیت و ظلم را عامل بسترساز بروز اعتراضات در جامعه می‌دانست. همچنین جامعه آرمانی حافظ در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ویژگی‌هایی همچون پرهیز از بدگویی، ریا، انجام کار بد و تأکید بر ساده¬زیستی و قناعت، بی¬اعتنایی به حسودان و دل نبستن به دنیا و قدرت داشت. از نگاه حافظ، راه¬حل فائق آمدن بر این مشکلات در اصلاح¬گری، پرهیز از ظلم، تسامح و مدارا، عبرت گرفتن از تاریخ و پندپذیری بود.