مقاله


کد مقاله : 139606091610437854

عنوان مقاله : نسبت جهانی شدن و عدالت در اندیشه سیاسی «آنتونی گیدنز» و «امانوئل والرشتاین»

نشریه شماره : 25 فصل بهار - تابستان 1398

مشاهده شده : 151

فایل های مقاله : 211 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 حسن آب نيكي habniki@yahoo.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

جهانی شدن یکی از مفاهیم کلیدی در علوم سیاسی و جامعه¬شناسی است که توانسته خود را تبدیل به یکی از گفتمان¬های اصلی در ادبیات این دو حوزه علمی کند، به گونه¬ای که عده¬ای از متفکران از آن با عنوان گفتمان جهانی شدن یاد می¬کنند. گفتمانی که می¬توان نسبت خیلی از مفاهیم موجود در اندیشه سیاسی را با آن سنجید. یکی از این مفاهیم، عدالت است. عدالت با هر تعریفی که داشته باشد، نقطه آغاز بحث در باب جهانی شدن است. اینکه آیا اصولاً می‌توان ذیل گفتمان جهانی شدن انتظار تحقق عدالت داشت یا خیر؟ یا به عبارت بهتر نسبت میان عدالت و جهانی شدن چیست؟ این مقاله برای پاسخ اندیشه¬ای به سؤال مزبور به بررسی دیدگاه¬های دو نفر از متفکران حوزه جهانی شدن یعنی «آنتونی گیدنز» و «امانوئل والرشتاین» پرداخته و به این فرض رسیده که اساساً گیدنز با بینشی کانتی معتقد است که عدالت، ذاتی جهانی شدن است و در عصر مزبور تنها می¬توان از طریق ایجاد یک جامعه مدنی جهانی به آن دست یافت، در حالی که والرشتاین این مدعا را رد می¬کند و عدالت در عصر جهانی شدن را تحت¬الشعاع نظام سرمایه¬داری قرار می¬دهد. ضمن اینکه روش و رویکرد مورد استفاده در این مقاله، روش و رویکرد مقایسه¬ای است.