مقاله


کد مقاله : 13960316135346364

عنوان مقاله : واکاوی تحول مفهومی فلسفه سیاسی بر اساس دو مؤلفه حقیقت و قدرت در اندیشه اشتراوس، آرنت و فوکو

نشریه شماره : 24 فصل پاییز - زمستان 1397

مشاهده شده : 325

فایل های مقاله : 311 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 محمدباقر خرمشاد mb.khorramshad@gmail.com استاد دکترا
2 محمد اسماعیل نوذری ismael_nozari@yahoo.com دانشجو دکترا

چکیده مقاله

تاکنون تقریرهای گوناگونی در باب ماهیت فلسفه¬ سیاسی عرضه شده است و پنداشت واحدی در باب سرشت فلسفه سیاسی در میان متفکران وجود ندارد. مقاله حاضر نیز درصدد پاسخ به این پرسش است که چگونه می¬توان وجود تعبیرها و پنداشت¬های متفاوت در باب چیستی و ماهیت فلسفه سیاسی را توضیح داد؟ فرضیه این مقاله آن است که دگرگونی و تحول معنایی مفاهیم بنیادین حقیقت و قدرت در چارچوب الگوهای متفاوت پارادایمی و نسبت متفاوتی که ذیل پارادایم¬های گوناگون میان دو مفهوم یادشده برقرار می¬شود، سبب شکل¬گیری تعبیرهای گوناگونی در باب ماهیت فلسفه سیاسی شده است. جستار حاضر کوشیده تا با اتخاذ رویکرد متن¬گرا و با سود جستن از تحلیل مقایسه¬ای، ماهیت فلسفه سیاسی را در پرتو دو مفهوم بنیادین حقیقت و قدرت از جنبه انضمامی در اندیشه اشتراوس، آرنت و فوکو تحلیل کند. با این هدف، نشان داده¬ایم که در اندیشه اشتراوس، وجود حقیقتی استعلایی مفروض دانسته شده است. در اینجا قدرت، ابژه فلسفه ¬سیاسی تلقی می¬گردد و فلسفه ¬سیاسی به ¬مثابه دانشی عقلی در نقش گفتارهای حقیقت ظاهر می¬شود. اما «آرنت»، حقیقت را از حیطه امر استعلایی به درون حوزه عمومی و حیطه مفاهمه بین¬الاذهانی می¬کشاند. بنابراین قدرت با سیاست گفت¬وگویی پیوند می¬خورد و فلسفه¬ سیاسی از حیطه فعالیت صرف ذهنی به حیطه کنش عملی کشانده می¬شود. در اندیشه «فوکو» اما قدرت به ¬مثابه پدیده¬ای مویرگی در پس هر معرفت ¬سیاسی نهفته است و فلسفه ¬سیاسی در نقش ابزاری در خدمت توجیه مناسبات قدرتی عمل می¬کند که معطوف به برساختن یک رژیم حقیقت است.