مقاله


کد مقاله : 139412241046111424

عنوان مقاله : رنج کنش‌ساز و ریشه‌های انقلابی آن در اندیشۀ سیاسی مارکس

نشریه شماره : 18 فصل پاییز - زمستان 1394

مشاهده شده : 668

فایل های مقاله : 222 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 زهرا خشک جان z.khoshkjan@hotmail.com استادیار دکترا
2 محمدرضا تاجیک drmohammadrezatajik@yahoo.com دانشیار دکترا

چکیده مقاله

این مقاله به دنبال بررسی دیدگاه کارل مارکس، به عنوان جامعه‌شناس و فیلسوف سیاسی در ارتباط با برساخت عینی شرایط وقوع انقلاب با توجه به مفهوم کلیدی رنج انسانی است. مارکس در بررسی شرایط و زمینه‌های وقوع انقلاب، بر مفهوم رنج (که آن را در قالب الیناسیون و شرایط عینی و ذهنی منتهی به وقوع آن تعریف می‌کند) تمرکز کرده و از وجه پارادوکسیکال رنج سخن می‌گوید که مبتنی بر توأمانی وجوه مثبت و منفی رنج اجتماعی پرولتاریا است. از دید او، پیش¬شرط تحقق پراکسیس و کنش انقلابی، وابسته به وجود عینی و ذهنی رنجی اجتماعی است که با تحقق آگاهی (عینی و ذهنی) پرولتاریا نسبت به آن و خروج از وضعیت الیناسیون، می‌تواند او را از ابژۀ منفعل به سوژۀ فعال امر اجتماعی در جهت برساخت کنش انقلابی تبدیل کند. در این راستا او به عنوان فیلسوف سیاسی و جامعه¬شناس از نقش دین (که به زعم او برساخت عامدانۀ طبقۀ سرمایه¬دار برای آگاهی¬بخشی کاذب و خنثی¬کردن اثر رنج اجتماعی موجود است) غافل نیست و آن را به مثابۀ مانعی در جهت به اوج رسیدن رنج اجتماعی پرولتاریا و تبدیل آن به محرکۀ عینی لازم برای انقلاب نکوهش می‌کند. بنابراین مارکس با اذعان به وجه ایجابی رنج (علی¬رغم تعینات سلبی اجتماعی آن)، آن را در فرایند برساخت کنش سیاسی پرولتاریا (انقلاب) به مثابه یک نیروی حیاتی، پیش¬برنده و حتی ضروری در پروسۀ دیالکتیک تحول اجتماعی و سیاسی مورد توجه قرار می‌دهد.