مقاله


کد مقاله : 1394112193641063

عنوان مقاله : پسا ماركسيسم و «پسا ماركسيسم»

نشریه شماره : 2 فصل بهار 1385

مشاهده شده : 623

فایل های مقاله : 284 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 محمدرضا تاجيك dr_mohammadrezatajik@yahoo.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

چرا امروز مي‌بايست، به بازانديشي پروژه سوسياليسم بينديشيم؟ ارنستو لاكلاو و شنتال موفه، در پاسخ به اين پرسش، تلاش دارند در تاريخ معاصر، نقشي فعال و آگاهانه و نه انفعالي و كوركورانه را در پيش گيرند هدف خود را انتزاعي روشن (به طور نسبي)، از كشمكش‌هايي كه در آن سهيم هستند و فهم تغييراتي كه پيش چشمانشان رخ مي‌دهند، قرار داده و در واپسين تحليل، بدين نتيجه مي‌رسند كه لازم است با بهره بردن از روش واسازي دريدا، شالوده و ساخت ماركسيسم ارتدكسي را مورد چالش جدي قرار دهند. لاكلاو و موفه از يك سو، به چالشي بنيان كن عليه رويكرد‌هاي «تقليل‌گرا، جوهرگرا و جهان شمول» برخاستند و از سوي ديگر، به نقد آموزهاي مبتني بر برداشتي خاص از جامعه روي آوردند: آموزه‌هايي كه جامعه را از دريچه عناصر مستقلي و داراي هويتي خاص مورد تحليل و تعريف قرار مي‌دهند (جوهرگرايي عناصر) و بدين ترتيب، افقي فراسوي ماركسيسم ارتدوكسي، فراساختگرايي و هرمنوتيك گشودند. با اين هدف، اين دو متفكر نقطه عزيمت تئوريك خويش را بر شماري از جريان‌هاي نظري و فلسفي نظير: واسازي دريدا، تبارشناسي و ديرينه‌شناسي فوكو، روانكاوي لاكان، پديدارشناسي هوسرل و هايدگر، پراگماتيسم رورتي، زبانشناسي و نشانه‌شناسي مدرن (سوسور، بارتز و ...)، رهيافت فراتحليلي ويتگنشتاين و هژموني گرامشي بنا نهادند.